X
تبلیغات
همه چیز از همه جا


همه چیز از همه جا

همه چیز از همه جا

یک خروار پیامک جالب عاشقانه ، طنز ، دوستانه و جملات انگلیسی،البته اگر شما جزء آندسته هستید که تا پیامک های زیر را دیدید نظر می دهید که تکراری است،جواب این است که مسلما حرف شما درست است به این علت این حرف را می زنید چون نمی دانید پیامک های که در اینترنت منتشر می شود،قبلا در میلیون ها گوشی همراه هزاران بار مبادله شده است.به هر حال برای مزه هم که شده بخوانید و نپندارید که نسلی که بعد از شما می آید تمام جک ها و لطیفه ها را به طور ذاتی و غریزی از حفظ است.

لـــــــــــذت بـــــــبـــــــــــریـــــــــــــــــــد

 

آسودگي از من ندارد پدر،آسايش جان و تن ندارد پدر،دارد غم و اندوه جگر گوشه خويش ،ورنه غم خويشتن ندارد پدر

 

به خره میگن چه کاری بلدی؟ میگه عرعر می کنم، جفتک می زنم، الان هم دارم SMS می خونم!

 

اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟

 

بي تو هرگز نمي تونم زندگي كنم ... پس بيا با هم گور به گور بشيم!

 

جشنواره فیلم ایرانسل:- من مهرداد، دیگه شارژ ندارم.- در جستجوی آنتن- اعتباریها- چند می گیری SMS ندی؟- شبها آنتن نمی ده آیدا!

 

می گن مردهاي مجرد کمتر از مردهاي متاهل عمر مي کنند. اما مردهاي متاهل بسيار بيشتر از مردهاي مجرد آرزوي مرگ ميکنن!

 

يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

 

قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود، بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد!

 

اگر عاشق شدی در شهر غربت/ سوار خر شو برگرد ولایت!

 

روي فرش دلم جوهري از عشق تو ريخت/آمدم پاك كنم عشق تورا بدتر شد/خلاصه خراب کردی  فرش رفت!

 

اسمت رو روي غنچه نوشتم، شكفت! روي درخت نوشتم، ميوه داد! توي صحرا نوشتم، لاله‌زار شد! آخه عزيزم، پشكل هم شد اسم؟

 

زن به شوهرش میگه: می خوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم؟ مرد: عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت

 

مي دوني ب.م.م يعني چي؟ يعني بزرگترين مقسوم عليه مشترك. حالا مي دوني م.ب.ب يعني چي؟ يعني مربا بده بابا.

 

چند دسته آدم هستند که تنشون مي خاره!

اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن

اونايي که شماره مي گيرن ولي زنگ نمي زنن

اونايي که حموم نمي رن

اونايي که اس ام اس خودت رو واسه خودت مي فرستن!

 

لرد بايرون گفته: مردن براي زني که دوستش داري از زندگي کردن با او راحتتر است!!!

 

اون تويي… اوني كه صورتم رو نوازش ميكنه تويي... اوني كه شبها لپم رو قرمز ميكنه تويي...

اوني كه صداش تا صبح تو گوشمه تويي... پشه آخر يه روز مي كشمت!!!

 

به خدا حيفه توي اين مملكت بموني، كسي قدر تو رو نمي‌دونه، اگه بري هند اونجا تو رو مي‌پرستن!

 

کجایی؟ نشستی اون بالا با تنهایی خودت حال می کنی، ما رو تحویل نمی گیری. الهی قربونت برم بی زحمت دو تا نارگیل بنداز پایین

 

روی یه برگ نوشتم که دوستت دارم ولی تو مثل بز خوردیش

 

لرزش صدات، برق نگات، طپش قلبت، نفس‌هاي تندت و عرقي كه رو پيشونيت نشسته، همه گوياي يك چيزه:...........تيروئيدت پركاره، برو دكتر!

 

سريع ترين دوربين جهان اختراع شد. اين دوربين مي تونه از خانم ها در لحظه اي که دهانشون بسته است عکس بگيره

 

يه روز يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بين گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودي بهتر از تو پيدا نمي شه!

 

      -@

@@@@@@

@@@@@@

@@@@@@

@@@@@@

تصویر هوایی از نماز جمعه در قم.

 

غضنفر بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره : عبد الواحد

 

دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن....اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن

 

امیدوارم در سال جاری پله های ترقی رو یکی یکی طی بکشید

 

دفتر مقام معظم رهبری گم شده. اگر دست شماست بدین فردا امتحان داره!

 

کاشکی زنها هم مثل پول بودند. یه 40 ساله میدادی، 2تا 20 ساله میگرفتی!

 

گلی گم کرده ام در باغ هستی... خودت رو لوس نکن، اون گل تو نیستی!

 

به دليل بالارفتن سكه فردا روز جهانيه به اجرا گذاشتن مهريه است.به اين فكر كنيد كه ديه ارزانتر از مهريه است

 

دعاي دختران دم بخت: ربنا آتنا في‌الدنا زوجا جميلا، قدا طويلا، ثروتنا كثيرا، ماشينا پرشيانا، موبايلا نوكيانا، والدينا امواتا

 

يه کوسه يه خالی بند رو مي خوره ميره پيش باقي کوسه ها مي گه مو نهنگم.

 

وقتي به چهره‌ي تو فکر مي کنم، به شوخ طبعي خدا پي‌مي برم!

 

از جورج بوش پرسيدن چرا از ايران بدت مياد گفت: آخه تو ايران هرکي ميچسه ميگه بوش آمد.

 

بدون زشتی، زیبایی معنی نداره

بدون نفهمی، فرزانگی معنی نداره

میبینی؟ دنیا به تو احتیاج داره!

 

تو خری،گاوی،گوسفندی،سگی،میمونی ،بوزینه ای،شامپانزه ای،گوساله ای....برای فروش نداری ؟

 

عشق يعني زندگي را باختن . چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن!

 

jik, jik , jik , jik , jik , jik , jik ,jik,jik, jik...

یکی اضافه کن بفرست برای جوجوی بعدی (ستاد سرشماری جوجه های آخر پاییز!)

 

پسر ها هیچ وقت دنبال 2 چیز نمی دوند، اتوبوس و دختر، چون 10 دقیقه بعد یکی دیگه میاد !

 

چی کار کردی که این همه طرفدار پیدا کردی؟ هر جای شهرکه میرم می بینم مردم تابلوهایی دستشون گرفتن که اسم تو روش نوشته شده: گوسفند زنده!!!

 

مرد، این موجود بیچاره!وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره زنش!

 

عزیزم به اندازه تمام سلول های بدنم دوستت دارم.قربانت یه آبزی تک سلولی

 

هر چي زنگ مي زنم آنتن نميده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.

..

...

....

.....

چيه دنبال چيزي مي گردي؟

 

خسیسه خونش آتش ميگيره پیامک ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم

 

ايران بالاخره پس از کارشناسي هاي دقيق پاسخ 5+1 را داد: مي شه 6

 

روزتان را با باد صدادارتان آغاز كنيد (كنسرو لوبياي تبرك

 

وای وای وای... دیدی چی شد؟...

وای وای وای... بگم؟ نه نمی گم خیلی بده...

وای وای وای... تو رو خدا بگو نه جون تو نمی شه خیلی ضایع هست... آخه نمی شه اصلا...

وای وای وای... باشه چون اصرار کردی می گم...

ولی قول بده به کسی نگی که سر کارت گذاشتم!

 

زنها دو وقت گریه می کنن:1- وقتی که فریب می خورند.2- وقتی که می خواهند فریب بدهند!

 

ΓΠ\__.      (""v"")__

--O----O-'          'v'  '

این قلب منه.اگر فکر می کنی به فکرت نیست با همین ماشین لهش کن.

 

...

...

...

هه هه هه! بنزین نداره!

بیا پایین می خوام یه چیزی بهت بگم

...

...

...

...

می بینی این پایین چقدر قشنگ تر از درخت نارگیله؟!

 

به اندازه صداقت پینوکیو، رفاقت تام و جری و زکاوت پت و مت دوستت دارم!

 

در باغ دلم گرد جنون می ریزی / سرسبزترین گیاه این جالیزی

از ساقه تو به آسمان خواهم رفت / ای دوست! تو لوبیای سحرآمیزی!

 

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد / یک همسر پولدار تقدیم تو باد

با سبزه گره زدن اگر یافت نشد / صدها گره چنار تقدیم تو باد

 

پاشو برو مسواک بزن بعد بخواب!ستاد دخالت در تمام امور کشور

 

مژده، مژده، آلبوم جديد اندي به بازار آمد، نوبت خوشگلا تموم شده، حالا ديگه تو هم بايد برقصي.

 

نگاهم با نگاهت کرد برخورد / خدامرگت بده حالم به هم خورد

 

پرستو و پونه و پردیس پریدن پشت پاترول و رفتن پیک نیک. توی راه پسته و پرتقال و پشمک و پنیر خریدند. یه دفعه پاترول با یه پیکان تصادف کرد و پنجره شکست و چرخ پنچر شد. پاترول پنج تا پشتک زد پرت شد تو پرتگاه.تو هم بپر یه پتک پیدا کن بزن تو سرت تا دیگه این پرت و پلاها رو تا آخر نخونی!

 

اگه از در بندازی بیرون از پنجره میام؛ اگه پنجره رو ببندی از راه آب میام؛ اگه راه آب رو کیپ کنی از دودکش میام؛ اگه بخاری رو روشن کنی از شیر آب میام؛ اگه شیر آب رو ببندی زمین رو می کنم و از زمین میام!چاکر شما: سوسک خانگی!

 

اگه نمی ذاری نازت کنم... اگه نمی ذاری بغلت کنم... حداقل بزار جیگرتو بخورم

...

...

...

آخه من جیگر گوسفند خیلی دوست دارم!

 

می گن شرک (shrek) اومده ایران داره دنبال خرش می گرده. چقدر می دی آدرستو بهش ندم؟

 

یه روز... هه هه

یه روز... هه هه هه

یه روز یه غضنفر... هه هه هه

ببخشید الان خنده ام می گیره بعدا برات تعریف می کنم!

 

یه جوجه خروس دارم روزی 6 تا تخم می ذاره.باور نمی کنی؟ بیا!اینهاش:

_=/.l.\=

_(^\/^)

.\{= =}/

_j-----L

این هم تخماش:

O O 0 O O 0

 

خدای من! خدای خوب ومهربان! من و گوشی کوچکم دوست داریم پیامک فراوان از دوستان دریافت کنیم ودعا کنیم همه ما ایرانسلی ها دست در دست هم دهیم و اس ام اس های خودمان را به صندوق ورودی یکدیگر هدیه کنیم. هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم بنیاد امور بیماری های اس ام اسی

 

عاشق آن نيست كه براي عشقش در سرما آتش روشن كند، عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه!

 

لاک پشت ها هم عاشق مي شن، ولي تحمل درد عشق براشون راحت تره. چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون می کنه.

 

اختفوا يا ايها الذين لايتمسمسون.(تف بر شما ای كساني كهSMSنمي دهيد)

 

از خدا مي خوام موانع رو از سر راهت برداره... آخه خر نمي تونه مثله اسب از روي موانع بپره!

 

آرزو مي کنم که بتوني ته دل مردم رو بخوني، صداي دل مردم رو بشنوي، و به دلشون آرامش بدي... مثل سنگ توالت!

 

تحقيقات دانشمندان ثابت كرده در خانواده هاي ايراني يك عدد باد صدادار به اندازه ده عدد قرص اكس شادي آور است!

 

بزرگ ترین دشمن بشر پوله... پول...هرچی دشمن داری بده به من، و خودتو خلاص کن!

 

دعای جدید: خدایا ما را به راه راست هدایت فرما، اگه نشد راه راست را به سمت ما کج فرما!

 

=___ =

(.)__(.)

_(0o)

(------)

هی بهت گفتم دست تو دماغت نکن. گوش نکردی... اینم نتیجش!

 

 

قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است/يازده بار شمرديم و يكي باز كم است/اين همه آب كه جاريست، نه اقيانوس است/عرق شرم زمين است كه سرباز كم است/‎اللهم عجل لوليك الفرج

 

می دونی شباهت تو با باغچه چیه؟ اینه که جفتتون کرم دارید!

 

تا حالا فکر کردي اگه نوماس اديسون نبود، مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم؟

 

هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد.تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي!

 

الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها

 

ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد . . . شامپو يـــــد الله

 

خر

خر

خر

خر

خر

خر

خرابتم رفيق...!ببخشيد زبونم يخورده مي گيره

 

بوش، پس از پایان دوران ریاست جمهوریش: خوب ما دیگه کارمون تموم شد، کس دیگه ای با دستشویی کار نداره؟

 

می دونی فرق تو با فرغون چیه؟اون گل می بره، تو دل!

 

یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه...!!


دنيا مثل بازي گل يا پوچ ميمونه .......**.......با تو گل بي تو پوچ

 

دو تا سوسک پولدار ازدواج میکنن ماه عسل میرن توالت فرنگی

 

آسمان گفت كه من آبي ام / عشق مي ورزم كه استقلالي ام.

 

شب كه دیدم آسمان آبی پر ستاره/تازه فهمیدم استقلال چقدر سوراخ سوراخه

 

از دست زمانه تیر باید بخوری

دائم غم ناگزیر باید بخوری

گفتم به تو عاشقی مکن، کار تو نیست

بچه! تو هنوز شیر باید بخوری

 

تو را به اندازه وزن یک دایناسور دوست می دارم!

...
...
اما عجله نکن! چون به اندازه 64 میلیون سالی که منقرض شده اسکولت کردم!

 

چوپان دروغگو می میره،میره جهنم ازش می پرسن تو کیستی؟می گه دهقان فداکار!

 

میدونی حریص ترین جانور چیه؟مگسه-قانع ترین كدومه؟عنكبوته-و جالبه كه بدونی حریص ترین موجود همیشه خوراك قانع ترین میشه


متاسفانه نداري! البته تقصير هم نداري!من چيكار كنم نداري ديگه!دست خودتم نيست كه نداري!خب نداري ديگه بابا....لنگه نداري

 

من صفرم(0)،تو دویی(2).با تو بیستم،بی تو نیستم.

 

وزارت ارشاد به دلايل زير شعر اتل متل توتوله را غيرمجاز اعلام کرد: -استفاده از کشور هندوستان 2-سوء استفاده از زن کردي 3-ترويج بي حجابي.

شعر اصلاح شده: اتل متل زباله/گاو گلي با حاله/هم شير داره هم آستين/شيرشو بردن فلسطين/ بگير يک زن راستين/اسمشو بذار حکيمه/که چادرش ضخيمه

 

كاپشن براي احمدي نژاد،يك عدد كيك زرد،10 بشکه نفت جدا.پول گاز جدا.حساب ذخيره ارزي صفر.تورم 40% ، بیکاری 50%و ديگر هيچ... به به به به

 

از آنجايي که احمدي نژاد را به عنوان چهره اول و رضا زاده را به عنوان چهره دوم سال انتخاب کردند امسال را بنام سال چس فيل نامگذاري کردند.

 

به سبب تورم فزاينده،نام امسال به"فشار ملی و تحمل اجباری"تغيير كرد!

 

كلمه مادر و زن هر دو كلمات مقدسي هستند ولي پناه بر خدا از زماني كه اين دو يكجا تلفظ شوند.

 

ازدواج مثل دستشويي مي ماند.کسانی كه داخلند مي خواهند بيرون بیایند.کسانس كه بيرون هستند اين پا آن پا مي كنند تا داخل برند. 

 

هر زنی دو مرد را دوست دارد.یکی ساخته تخیلات اوست، و دیگری هنوز به دنیا نیامده!

 

فال حافظ،نیت کن!

...

...

به جهنم گر غمت پایان ندارد

به درک گر سرت سامان ندارد

بخندم من به این دنیای فانی

که ضایع تر از این امکان ندارد

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره!

 

به غضنفر ميگن:1جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه!ميگه:دانشگاه آزاد اسلامي

 

امروز روزه نگرفتم.بايد 60نفر را سير بكنم.59نفر را كردم.امشب كجايي جيگرم‌؟

 

انوشه انصاري به زمين بازگشت ! در همين راستا سازمان ناسا اعلام كرد : از آن بالا كفتر مي آيد يك دانه دختر مي آيد

 

زندگي آرام است،مثل آرامش يك خواب بلند.

زندگي شيرين است،مثل شيريني يك روز قشنگ.

زندگي رويايي است،مثل روياي ِيكي كودك ناز.

زندگي زيبايي است،مثل زيبايي يك غنچه ي باز.

زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر است.

 

دوستان واقعي شما بعد از اتمام طرحهاي رنگارنگ ايرانسل، چهره واقعي خود را نشان خواهند داد!

شركت ارتباطات سيار(همراه اول)

 

از برنارد شاو پرسيدند از كي احساس كردي پير شدي؟ گفت از وقتي كه به يك خانم چشمك زدم بعد آن خانم از من پرسيد: آشغالي رفته تو چشمتون؟

 

مي دوني BRT مخفف چيه؟بچسي رسيدي تهران پارس!

 

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟ دیدمش امروز و دانستم کنون او به جز من ، من به جز او نیستم

 

امروز روز جهانیه اختراع کبریته!روزت مبارک آتیش پاره

 

دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها ، که بدست آوردنشان سخت و نگه داشتنشان سخت تر است . پس لطفا در حفظ و نگهداری من کوشا باش !

 

سه راه پول درآوردن:1.پدرت برات پول در بياره2.پدر مردم را براي پول دربياري3. پدرت دربياد تا پول دربياري

 

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است/خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

 

فرق پیر دختر با پیر پسر:- اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه

 

تا حالا يه قورباغه پرس شده لاي نايلون ديدي؟ نديدي؟يه نگاه به گواهينامه ات بندار

 

ضرب المثل مکزيکي:بجز خودت و اسبت به کس ديگه اي اعتماد نکن!منم بجز خودم و خودت به کس ديگه اي اعتماد ندارم!

 

شماره يه بانوي ايده آل آقايان 607090200 است! (60: دور كمر، 70: سايز سوتين، 90: دور باسن، 20: سن، صفر: آي‌كيو!)

 

سلام،یک خبر،بالاخره من هم زن گرفتم!

.

.

.

.

.

.

.

یک هم زن برقی خارجی.

 

قدرت ديد خانومها :يه تار مو را روي كت شوهرشون مي بينند اما چراغ تير برق كوچه شون را هنگام ‏رانندگي نمي بينند.

 

عبارت «کلاه سرت گذاشتن تا زانو» یعنی چه؟ الف) فروش پراید دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحویل ال نود تا پس فردا. ج) تحویل پژو جي ال ايكس با یک مأمور آتش نشانی در صندوق عقب. د) من مادرم مریضه، کارت سوختتو بده، چند لیتر بنزین بزنم! هـ) سهمیه‌بندی لغو شد، باکتو پرکن

 

ماه به خورشيد ميگه اين آدمها چه بي جنبه اند، خودشون هر شب مي افتند رو هم ماچيزي ، نميگيم،ولي ما سالي يكبار كه رو هم مي افتيم همه با دوربين نگاهمون ميكنند

 

گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد! گفتم كه ماه من شو گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي كزبادصبح خيزد گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سرآمد گفتا كه اي واي ديرشد، داد مامان درآمد

 

چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود : همه کس ،يک کسي ،هر کسي ، هيچ کس 

کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي مي توانست اين کار را بکند ،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد . يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هر کسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد

 

بني آدم اعضا يکديگرند/که مثل سگ بهم مي پرند/چو عضوي بدرد آورد روزگار/که پنچر شود چرخ آموزگار/تو کز محنت ديگران بي غمي/گمانم پسر عمه شلغمی.

 

از كساني كه پیامک جديد ندارند، بوس هم مي‌پذيريم. آدرس ما: دبيليو، دبيليو، دبيليو، داد،داد. نداد، به زور مي‌گيريم،دات كام

 

ايرانسل عشق را تكميل مي كند: در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد!! عشق را با ايرانسل معني كنيد.(روابط عمومي MTN ايرانسل)

 

يه اسبه زنگ ميزنه سيرک ميگه با مدير سيرک کار دارم . گوشي رو ميدن به مدير سيرک اسبه بهش ميگه آقا من کار ميخوام مديره ميگه کار نيست اسبه همينطور اسرار ميکنه مدير هم انکار تا آخرش مديره ميگه کشتيمون حالا چه کار بلدي؟ اسبه ميگه احمق دارم باهات حرف ميزنم

 

اعمال پس از خارج شدن باد:1.خيره شدن به چشم اطرافيان 2. حفظ اعتماد به نفس 3. تلاش براي ازبين بردن بو 4. تلاش براي ترك محل حادثه!

 

دقت كرديد كه همه چيزهاي خوب خانم هستند: خورشيد خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه !

 

خری گم کرده ام با بار کاشی ،

.

.

پیامک می زنم بلکه تو باشی!

 

عروس وارد مجلس شد و مادر شوهر میگه:صل علی محمد دشمن جونم اومد /عروس میگه: عقرب زیر قالی،خواستی پسر نیاری

 

ترانه اي که بسيجيان عزيز لطف کردن براي روز خواهر آماده کردن : خواهرم در كوچه آرايش مكن از جوانان سلب آسايش مكن گيسوان از روسري بيرون مريز بر مسير ديدگان افسون مريز خواهرم ديگر تو كودك نيستي فاش مي گويم عروسك نيستي خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟ خواهرم اينقدر طنازي مكن! با امور شرع لجبازي نكن

 

دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید وا! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه دختر خاله داماد همسایه پوریا پور سرخ را می داند .از سوسک اصولا نمی ترسد بلکه چندشش می شود

 

كورش بزرگ فرمود: فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك سپارند تا اجزاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد. 

 

وقتيكه عاشق چشمات شدم تازه فهميدم كه زيبايي چيست/ وقتيكه تو رو در قلب كوچكم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم/ وقتيكه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درك كردم / لحظه ها و ثانيه هايي را كه با تو سپري مي كنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم/ هنگاميكه به ياد تو هستم مي فهمم كه آرامش چيست و هرگاه به جدايي مي انديشم كنار خود سايه مرگ را مي بينم 

اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟ // گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون // عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون // يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار // اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي // هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد

 

بيچاره پسرها اگر خوش تيپ کنند،برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگر لباس هاي معمولي بپوشند ميگن اصلا سليقه نداري- اگر زياد بگن دوستت دارم،ميگن باز چه نقشه اي تو سرته-اگر نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه-اگر زياد بهتون زنگ بزنن ميگن اعتماد نداري-اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه-اگر تو خونه زياد بخندن ميگن دیوانه شدي-اگر نخندن ميگن چه مرگته عاشق شدي-اگر شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي-اگه شام نخوان ميگن چي كوفت كردي

 

این جمله را به فارسی ترجمه کن:

with carpet rice whit fish what

جواب: باقالی پلو با ماهیچه

 

به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چه مي گویند؟

.

.

.

.

.

بيوه

 

 

سخت ترین سوال کنکور ۸۶:

سهمیه خودرو سواری دوگانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟

 

قانون آخر نيوتن :زمين هيچ جاذبه اي نداره سيب ها به خاطر تو مي افتند تو تنها جاذبه زمين هستي

 

از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟ خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی!

 

شباهت زن با ایرانسل :تو دست همه هست .وقتی گرفتی می فهمی چقدر بدرد نخوره .شبا تا صبح بهت حال میده.. همه پولاتو باید خرجش کنی.

 

زوجهای گرامی:وقتی بوسه هست گاز چرا؟در مصرف گاز صرفه جویی کنیم.

 

مزاياي مذيت مذکر بودن :

 ۱ - دختر نيستيد 2 - هميشه خودتان هستيد(100 مدل آرايش نمي کنيد) 3 - فقط شما مي توانيد ورزشگاه آزادي رفته و فوتبال ببينيد 4 - براي دعوا کردن به بابا يا داداش بزرگتر احتياج نداريد 5 - توي اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد 6- در کمتر از 10 دقيقه مي توانيد دوش بگيريد 7- هر جور که حال کنيد لباس مي پوشيد 8 - در کمتر از 2 دقيقه لباس مي پوشيد و آماده مي شويد 9 - مهمتر از همه اينکه شما هيچ وقت نمي ترشيد

 

 به سنگ ها گفتند لحظه اي انسان باشيد گفتند هنوز به قدر کفايت سخت نشده ايم

 

شرکت گاز از مشترکین تلفن همراه درخواست کرد ازفرستادن پیامیک ها خنک جدأ خودداری کنند، تا در مصرف گاز صرفه جویی شود!

 

می دونی فرق تو با موهات چیه؟آنها را می شود،اصلاح کرد، ولی تو را هرگز!

 

گریه هامو تو ندیدی ... هر چی گفتم نشنیدی من کدوم عهدو شکستم ... که تو پیامک نمی دی؟

 

 متلک خودروی سواری به نیسان وانت: سهمیه تو بخورم جایگر!

 

مثل شقايق زندگي کن ، کوتاه اما زيبا ، مثل پرستو ، فصلي کوچ کن ، اما هدفمند ، مثل پروانه بمير ،
دردناک اما با عشق ، مثل خر عرعر کن ، بلند اما شمرده و خوانا!

 

ميدوني سر دره مطب جراحي پلاستيك چي نوشته؟نوشته:لولو تحويل مي گيريم هلو تحويل مي دهيم.

 

ويکتور هوگو : من نمي گويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد براي بار دوم هم نگاه کرد.

 
احمدي نژاد گفته با برنامه ريزي هاي انجام شده انشاالله همه ايرانيان به زودي تحت پوشش کميته امداد قرار مي گيرند

 

مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

 

مارمولک مـيره مشهـد ميشـه مشمولک بـزرگ کـه شـد ميشـه مشمــول بعد ميفرســتنش سربازی .

 

يه مگسه مي ره دستشویی مي گه من و اين همه خوشبختي محاله محاله .

 

معلمه به شاگردش ميگه برو يه مورچه نر پيدا کن وردار بيار. بچهه فــرداش يه مورچـه مياره معلمه ازش ميپرسه خوب تو حاﻻ از کجا فهميدي که ايــن مورچهـه نـره بچهـه ميگــه آخـه جلـوي مدرسه دختروونه پيداش کردم

 

مرا هر جور خواهي در به در کن*جفايت را از اين هم بيشتر کن/بزن باعشق خود آتش به جانم*ولي آتش نشاني را خبرکن

 

روي ديوار نوشتم، بارون پاکش کرد . برات نامه نوشتم، پستچي گمش کرد . روي برگ نوشتم، آفتاب خشکش کرد . حالا پیامک مي دم که بدوني دوست دارم . اميدوارم مخابرات بازي در نياره

 

کشاورز پير در کنار گاو آهن کهنه ايستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش مي نگريست،چون در اين لحظه گاوش داشت پیامک مي خوند

 

دل من ديگه خطا نکن/با غريبه ها وفا نکن/زندگي رو باختي دل من/مردمو شناختي دل من/تا به کي سروپا حقيقتي/تا به ي خراب محبتي/همنشين اين واون شدي/خسته وپريشون خون شدي/دشت بخت تو کوير شده/مرغ آرزوت اسير شده/رو به روت سراب/پشت سر خراب/ساکت و صبوري دل من/خيلي ازمن دوري دل من

 

مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي‌كنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق مي‌دهند، و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي‌كنند

 

يادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو ۳ ـ دختر . حالا چرا چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

 

پیامک ورزشي

برو پايين

.
.
.
برو بالا

 

گر پسري كشته شود دختري ترشيده شود گر پسران كشته شوند كل جهان ليته شود

 

از گوسفنده مي پرسن سيستم دستشويي رفتن شما چه جوری؟ ميگه:سبک گروه آريان .دونه دونه دونه دونه دونه

 

اون چیه که پر میره تو ولی خالی میاد بیرون کیر

 

اون چیه که اگر تهش و سرش  را بسوزونی میخابه ولی اگه وسطش را بسوزونی بلند میشه کبریت

 

ستاد مبارزه با فساد و بد حجابي اعلام كرد:از اين به بعد كسي حق نداره عسل و ميرزاقاسمي رو تو يخچال با هم نگه داره مگر اينكه در يخچال باز باشه .

 

دغدغه هاي يه پسر جوان: کار ندارم   پول ندارم   سربازي نرفتم   ماشين و خونه ندارم   و . دغدغه هاي يه دختر جوان: لاک ناخنم پاک شده   مهري سرويس طلا خريده –پری موبایل داره،سوسن گواهینامه رانندگی داره دختر خاله ام ماشين داره   مامان غذاي خوب نمي پزه   عروسکم رو هنوز نخوابوندم   و . عجب دنياي باحالي

 

كابينه زندگى مشترك:

زن=وزير سلب آسايش

شوهر=وزير كار

مادرزن=وزير جنگ

مادرشوهر=وزير اغتشاشات

خواهرزن=جاسوس دوجانبه

خواهرشوهر=وزير اطلاعات و بازرسى

پدرزن=وزير ارشاد

پدرشوهر=رئيس تشخيص مصلحت

 

بهانه دخترها براي ازدواج نکردن: 1 فاصله سني مون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي) 2 من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي) 3 من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره) 5 من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم) 6 ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير).

 

يه روز يه چوپان ميره خواستگاري . بهش ميگن چه كاره اي ميگه :مهندس دامپيوتر و پشم افزار

 

زنان به خوبي مردان مي توانند اسرار را حفظ كنند،ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند.

 

بر سنگ مزارم بنويسيد آزرده دلي خفته در اين خلوت خاموش***زاده غم بود و ز غمهاي جهان گشته فراموش

 

قبل از ازدواج:

مرد: ديگه نمي تونم منتظر بمانم

زن: مي خواي از پيشت برم

مرد: فکرشم نکن

زن: من را دوست داري

مرد: البته

زن: تا حالا به من دروغ گفتي

مرد: نه، چرا اين سوال را مي پرسي

زن: من را مسافرت مي بري

مرد: مرتب

زن: من را کتک مي زني

مرد: به هيچ وجه

زن: مي توانم به تو اعتماد کنم

بعد از ازدواج: همين متن را از پايين به بالا بخوانيد

 

پسر نوح با بدان بنشت  . حالا برو وضع خانه و زندگی را ببین،زن و ویلا و ماشین و …

 

یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر.وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب

 

سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ طرف میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: یعنی چی یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف

 

دختره تو جلسه خواستگاری یه باد صدا دار ازش در میره ، داماد از بس میخنده می افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسیمی آمد و گلی بر باد رفت

 

آخرين فتواي مراجع : احتكار اس ام اس حرام بوده و پاسخ دادن به آن از واجبات است

 

سلام،من از اداره‌ی گاز مزاحم ميشم، اجازه ميدين لپتونو يه گاز بگيرم

 

یه ضرب المثل چینی می گه: اگه از دوران مجردی لذت نمی بری، ازدواج کن اون وقت حتما از فکر کردن به دوران مجردیت لذت می بری


مردها 3 تا آرزو دارند

1.اونقدر كه مادرشون ميگه، خوش تيپ باشن

2.اونقدر كه بچه شون ميگه، پولدار باشن

3.اونقدر كه زنشون شك داره ، زن داشته باشن


ميدوني آمار دختر بازی در چه حيوني بيشتره

حلزون-چون هم ماشین داره هم خونه خالی

 

گریه هامو تو ندیدی . هر چی گفتم نشنیدی

من کدوم عهدو شکستم . که تو پیامک نمی دی

 

يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته مي‌فهمه كه چايي خشك بوده

 

فرق بين بين قانون سوم نيوتن و زن: اولي كنش بعد واكنش دومي واكنش بعد كنش.

 

تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد

 

آنکس که بداند، و بداند که بداند / اسب شعف از گنبد گردون برهاند

آنکس که بداند، و نداند که بداند / بيدار کنيدش که شبي خفته نماند

آنکس که نداند، و بداند که نداند / لنگان خرک خويش به منزل برساند

آنکس که نداند، و نداند که نداند / در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

فرهنگ نامه اخراجی ها:

ش م ر= شوش مولوی راه آهن

عمه ننه= {.}

شیتیل= حقوق نویسنده و کارگردان

کفشنده=مردی با دمپایی

منزل=محرم بیت المال

دکی=هالوی عشق جنگ

فرمانده=ریش با ریشه

کپک=ریش بدون ریشه

برادرمجید=حاج مجید رسوا

کریم سوسکه=اخراجی خط خورده

مجید سوزوکی=توبه نصوح

نمکی=کدام کارگردان کدام نویسنده

 

الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها . که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا. آنهم از آن سرويس خوشگلها. و از اين جور مشکلها

 

دليل راه ندادن افغانها در فوتبال: "هر جا خط كشي ميبينن شروع ميكنن به كندن

 

                                   ************************

 

ما غرق گناهیم ولی پاک سرشتیم/حسرت زده یک وجب از خاک بهشتیم/شکرانه زایل شدن حالت اغماء/از خوردن آن میوه ممنوعه گذشتیم/هر چند كه الياس بسی وسوسه ها کرد/اما چو پری بنده خناس نگشتیم/افسوس که این ماه مبارک به سر آمد/در دفتر اعمال ثوابی ننوشتیم.

 

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را ... هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

 

چندین ساله که دوستت دارم و همیشه دوستت داشتم. ولی هر وقت خواستم به لب هات نزدیک بشم منو با نفرت زمین زدی!

 

آب ميوه صداتم، چرخ كرده نگاتم، قربون اون چشاتم، كشته خنده‌هاتم، كلاچ اون پاهاتم، من مرده هواتم، تا عمر دارم باهاتم!

 

یكي بود يكي نبود/ زير اين سقف كبود/يه غريب آشنا/دل و جانم را ربود/ اينجوري نگام نكن/گل ياس مهربون/اون غريبه خودتي هميشه با من بمون .

 

در جواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد/در قفس ماندم ولي صياد آزادم نکرد/آتش عشقت چنان از زندگي سيرم بکرد/آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد

 

کاش میشد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد در میان لحظه ها ! لحظه ی دیدار را نزدیک کرد


ما جدا افتادگان را هيچ كس غمخوار نيست\جان فداي دوست كردن پيش ما دشوار نيست

 

در غریبی یاد یاران عار نیست/دادن یک پیامک کار شاق نیست

به كعبه گفتم تو از خاكي من از خاك چرا بايد دورت بگردم.ندا آمد تو با پا آمدي،بايد بگردي،برو با دل بيا،تا من بگردم

 

اگه خرابي خرابتم

اگه مستي شرابتم

اگه هستي كنارتم

اگه نيستي به يادتم 

 

اگر باغ نگاهم پر ز خار است/گلم،تاراج دست روزگار است/به چشمانت قسم با بودن تو/زمستاني ترين روزم بهار است. 

 

عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد.

 

زنده ام با نام تو،مرده ام بی نام تو،حاضرم پر پر شوم،در محضر دیدار تو

 

فراموشم مکن هرگز / ولي گاهي به ياد آور /  رفيقي را که مي داني / نخواهي رفت از يادش

 

ثمره عمر آدمي يك نفس است و آن نفس از براي يك همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس از براي عمري بس است

 

يه سلام آلبالويي به تو كه خيلي هلويي، يه سلام توت‌فرنگي به تو كه خيلي قشنگي، يه سلام پرتقالي به تو كه خيلي باحالي!

 

دوستت دارم'' به تمام زبانهای دنیا : به زبان ایتالیایی : Ti Amo به زبان یونانی : S'ayapo philo Su به زبان روسی : Ya vas liubli به زبان پرتقالی : Amo - te به زبان فارسی : Dooset Daram به زبان آلمانی : Ich liebe dich به زبان اسپانیایی : Te quiero به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho به زبان فرانسه : Je t'aime به زبان ارمنی : Jiroum em kez به زبان انگلیسی : I Love You به زبان ترکی : Seni seviyo rum به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn به زبان برزیلی : Eu te arno به زبان هلندی : Ik hou van jou به زبان عربی : Ohebbak

 

در مكتب ما رسم فراموشي نيست / در مسلخ ما عشق هم آغوشي نيست / مهر تو گر به هستي ما افتاد / هرگز به سرش خيال خاموشي نيست!

 

در 4 جا 4 چیز را خیلی دوست دارم: 1)در آسمان خدا را 2)در زمین خودم را 3)در خودم قلبم را 4)در قلبم تو را

 

اميدوارم خوشبختي مثل سگ پاچ‌تو بگيره، مثل سوسك ازت بالا بره، مثل انگل تو وجودت باشه، مثل عقرب نيشت بزنه و مثل پیامک هميشه واست بياد!

 

جرم نکن،جرم کردي،اعتراف کن،اعتراف کردي،نامردي نکن،نامردي کردي،زندگي نکن

 

زندگی را دوست دارم نه در قفس.بوسه را دوست دارم نه در هوس.تو را دوست دارم تا آخرین نفس.

 

تولدت مبارك، هان؟ ببخشيد، پيوندتان، نه، يعني برد غرور آفرين تيم، نه، چيزه، ماه مبارك رمضان، نه، اصلا ولش كن، دوست دارم

 

بس كه ديوار دلم كوتاه است/هر كه از كوچه تنهايي ما مي‌گذرد/به هواي هوسي هم كه شده/سركي مي‌كشد و مي‌گذرد

 

گفتم: تو شيرين مني.گفتا: تو فرهادي مگر؟.گفتم: خرابت مي شوم.گفتا: تو آبادي مگر؟.گفتم: ندادي دل به من.گفتا:تو جان دادي مگر؟.گفتم: ز كويت مي روم.گفتا: تو آزادي مگر؟.گفتم: فراموشم نكن.گفتا: تو در يادي مگر؟

 

الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی

لپت همیشه قرمز،روی دشمنات زرد،دلت همیشه سبز

 

اي رفيق مهربان هر شب دعايت ميكنم! گر ندارم ثروتي جانم فدات ميكنم 

 

 در اين بازار نامردي / به دنبال چه مي گردي؟ / نمي يابي نشان هرگز / تو از عشق و جوانمردي / برو بگذر از اين بازار/ از اين مستي و طنازي / اگر چون کوه هم باشي / در اين دنيا تو مي بازي 

ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره اشک را چه کسی برایم می ریزد و آخرین کسی که مرا فراموش می کند کیست؟

 

بابا كجايي؟ نيستي؟ تو پيستي؟ دوزیستی!توريستي‌ ؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟

راستي با اين كه ياد ما نيستي; ولي اول ليستي; يعني بيست بيستي

 

اگه باهات نیستم برات که هستم/اگه چشمات نیستم نگات که هستم/اگه حرفات نیستم صدات که هستم/اگه خودت نیستم فدات که هستم

 

منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 

جان فدای دوست کردن نزد ما دشوار نیست

سوزک از این غم که ما را فرصت دیدار نیست

 

گل اگر خشک شود ساقه اش مي ماند   دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند

 

می نویسم "د ی د ار " تو اگر بی من و دلتنگ منی . یك به یك فاصله ها را بردار

 

رفاقت،با وفا بودن،شرط مردانگی است / ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت می شوند.

 

                  ***********************************

 

اسمت را روي غنچه نوشتم ؛ باز شد

روي درخت نوشتم ؛ ميوه داد

تو صحرا نوشتم ؛ لاله زار شد

آخه اين اسمه يا کود شيميايي!

 

اگه يه روز دلت گرفت و ندونستي چه کار کني اينو يادت باشه که اگه منو داشتي هرگز دلت نمي گرفت.امضا: محلول لوله باز کن گلرنگ

 

خرس‌ها با يه ظرف عسل خر ميشن-اسب با چند حبه قند-سگ با يه مقدار استخوان-مرد با زن زيبا-راستي تو هنوز موز دوست داري؟

 

سر تو بذار رو شونه هام خوابت بگيره! جا خالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره

 

تو‎ دنيا‎ يكي‎ هست‎ كه‎ فقط‎ واسه‎ تو‎ نفس‎ مي‎ كشه‎ اونم‎ دماغته‎ .

 

لقمان حكيم هرموقع دلش ميگرفت باخرش درددل ميكردمن الان دلم گرفته كجايي؟

يک سي سي دوست دارم يک قطره عاشقتم يک ليتر به فکرتم يک بشکه دروغ گفتم!

تو تو قلب من جاداري! كاردنيا را مي بيني؟قلب من شده گاو داري

خيلی آشغالی ها....برای تميز ماندن شهر زحمت مي كشند!

 

تو دماغ من چکار مي کنی؟جنبه داشته باش!ميخواستم بگم تو نفس منی!

 

خیلی دوست دارم همیشه باهات باشم ،ولی باغ وحش که جای من نیست!!!

 

دانی که چرا راز نهان با تو نگویم؟ طوطی صفتی طاقت اسرار نداری.

 

زن آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت مرد ها غم شد در دفتر خاطرات آدم خواندم :"جانم به لبم رسيد تا زنم آدم شد"

 

موبايل مشكی من از غم نيست

پيامكهای ارسالی من كم نيست

من واسه خودم يه قانونی دارم

هر كی پيامكهای منو جواب نده آدم نيست !

 

سبز ترين سبزه ها تقديم تو باد

.

.

.

سازمان پخش علوفه ي دامي

 

شنيدم آنقدر مهم شدي که وقتي ميري دستشو;يي مگسها به احترامت بلند ميشن

 

الآن توی اخبار شنیدم یه میمون توی تصادف کشته شده. خیلی نگرانتم. یه اس ام اس بفرست تا بدونم سالمی

 

تو جیغ زدی ویغ زدی/جادو بودی دود شدی/بالا رفتی تار شدی/پایین اومدی پود شدی/پیر شدی گریه شدی/جوون شدی خنده شدی/خان شدی بنده شدی/خروس سرکنده شدی/میوه شدی هسته شدی/امید شدی یاس شدی/ستاره نحس شدی . خلاصه آدم نشدی

 

می دونی شباهت تو با گل چيه

هر دو تون عشقي هستید با اين تفاوت که گل عشق زنبور عسله ولی تو عشق مگس

 

من گلم تو مونگولي. با هم ميشم گل منگلي

 

اسیر مرامتم چون هیچ وقت نمیگی "من" میگی "ما", درست مثل گاو

 

با تو جون ميده بريم ماهي گيري ميدوني چرا آخه هيچكس به اندازه تو كرم نداره.

 

می دونی نبات کیلو چنده

.

نمی دونی

.

نقل چطور

اونم نمی دونی

از قدیم گفتن خر چه داند قیمت نقل نبات

 

زندگي شبیه بازي شطرنجِ. البته تو خيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن

 

سلام
.
.
.
.
.
.
چیه دنبال من راه افتادی

 

یه توپ دارم قلقلیه , موی سرم فرفریه ***پیامک جدید نداشتم , سر کارت گذاشتم

 

دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم،

 بی خود جوگیر نشو، دارم تمرین می کنم خطم خوب بشه

 

 روزي تو را ز مستي تشبيه به ماه کردم *** لامپ صد هم نبودي من اشتباه کردم 

 

ميدوني چرا دخترا داراي وجدان پاكي هستند چون  هيج گاه از آن استفاده نمي كنند

 

عرض سلام به بلندي بيل و به محكمي كلنگ به گردي استامبلي به سرعت فرغون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لبريزي دوغاب به سفيدي سيمان سفيد به صافي ماله به قشنگي كمچه به وسعت بشكه به معرفت عمله به قدرت كارگر به ظرافت گچ كار به لطافت معمار به شجاعت صاحب كار به رشادت مهندس به صلابت جوش كار به محبت صافكار به رفاقت همكار به سركار گذاشتن توي بيكار.

 

تا عاقلان راهي براي خنديدن بيابند ديوانگان هزار بار خنديده اند

 

دل به تو دادم تو به من قلوه دادی! نه! به من ساندویچ دلمه دادی! دل به تو دادم که برام ناز کنی نه بری برای من جیگرکی باز کنی

 

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير

و مي داني که کوير بدون باران زنده است...

پس برو بمير!

 

به حرمت گوسفندي كه جان حضرت اسماعيل را نجات داد 7 بار بگو بع بع و این پیامک را برای 7 تا گوسفتد دیگه بفرست

 

اگر ديدي بچه اي در كنار يك روزنامه/زرد است تکه ای از آن روزنامه

بدان كار بچه بی گناه نيست/تبليغ ايرانسل در روزنامه است

 

 عشق جزیره ایست در آبهای دوردست/خوشگلم پیامک نخون، پارو بزن!

 

چه غمگينانه مي پيچد درون كوچه قلبم/صداي تو كه مي گفتي: نون خشكيه!

 

هیچ می دونی چقدر گلی.واسه دستهات ضرر داره؟ فقط از مایع ظرفشویی جام استفاده کن!

 

یه بار میگی سرش پهنه،یه بار میگی درازه!چرا رنگش سیاهه!از پشت اذیت میکنه،اصلا درش بیار

یه کفش دیگه بپوش!!!

 

تو هدیه ای هستی برای درد سینه من عطر وجودت را برای شفا می بویم ای شلغم

 

اگه کسی 1 پیامک برات فرستاد، بدون دوستت داره.اگه 2 تا فرستاد، بدون عاشقته.اگه 3 تا فرستاد، بدون ایرانسل خریده!

 

به خر میگن از 1 تا 40 بشمار...

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10

11 12 13 14 15 16 17 18 19 20

21 22 23 24 25 26 27 28 29 30

31 32 33 34 35 36 37 38 39 40

پس قبول داری خیلی خری!

دو غضنفر رفتن شكار پرنده،هرتيري كه میزدن،به پرنده نميخورد اما پر و بالش مى ريخت،غضنفر میگه تو تفنگت تيره يا واجبی

 

غضنفر هی با خودش می گفت عجیبه،عجیبه! ازش می پرسن چی عجیبه؟میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور! میگن خوب این کجاش عجیبه؟ میگه این عجیبه که گنجشکه همه را ول کرده منو کثیف کرده!

 

غضنفر بعد از راهپیمایی 22 بهمن خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا را نمي ديد؟

 

يه روز غضنفر ميره بانك ميگه آقا كل موجودي منو بديد.ميگيره پولها را ميشماره.ميگه: درسته بذار سر جاش

 

غضنفر از خونه مياد بيرون ميبينه بچش تو كوچه داره بازي ميكنه ، ميزنه تو سر بچش و بهش ميگه توله سگ تو نصف شبي بيروب چيكار ميكني. بچش بهش ميگه بابا عينك دوديتا بردار تا ببيني روزه. باباهه عينكش رو برميداره و ميزاره دوباره ميزنه تو سر بچش ميگه توله سگ تو ديشب تالا بيرون چيكار ميكني؟

 

غضنفر پنچر گيري داشته، بعد از ازدواج‌ زنش ميره پيش باباش شكايت ميكنه كه اين شوهر من ديشب منو گرفته بود هي فرو مي‌كرد تو وان حموم! باباهه ميره پيش دامادش ميگه چرا شب اول زندگي دختر منو هي فرو مي‌كردي تو وان؟! غضنفر ميگه: خوب مي‌خواستم سوراخشو پيدا كنم

 

یه غضنفر 38 ساله قوی و باهوش مناسب برای کارهای ساختمانی _بیل زنی و کشیدن گاری با سابقه قدم زدن در تیم ملی و....به صورت قسطی به فروش می رسد

 
غضنفر عاشق می شه واسه خر همسایه ایجاد مزاحمت می کنه

 

شهرداری غضنفره از مردم شهرش تشكر كرد بخاطر روشن نكردن شمع تو عابر بانكها در عاشورا.

 

يك بار يه غضنفر اسم بجشو ميذاره حسين هي بهش ميگه: بوو آب نيخي،قربون لب تشنت بوروم،مو اهل کوفه نیم

 

1000 سال پیش در چنين روزي غضنفرها سنگ توالت را اختراع كردند !‌ و 999 سال پیش پارس ها با گذاشتن سوراخ آن را كامل كردند .

 

غضنفر میمیره فرشته ها بهش میگن تو 675.23 رکعت نماز نخوندی!!!! یارو میگه 675 قبول ولی اون 0.23 چیه؟!فرشته ها میگن تعداد نماز های خونده ضرب در سینوس زاویه انحراف از قبله!

 

از غضنفر می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع

 

بخشي از شاهكار ادبيات غضنفرها: يكي بيد يكي نبيد، 3 تا درخت بيد كه 2 تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد، اوني كه بيد نبيد، وسط اون دوتا كه بيد بيد بيد!

 

توي هيات ناهار ميدادند، اول خانوم‌ها غذا خوردند. غضنفر پشت بلندگو اعلام مي‌كنه: خانوم‌ها بي‌زحمت جلوشون رو تميز كنند تا آقايون بيان بخورند!

 

مي خواستن که يه غضنفر رو شکنجه بدن.ميندازنش تو يه اتاق گرد بهش ميگن برو گوشه اتاق بشين

 

روز قیامت یه نیسان پر از حیوون از کنار غضنفر رد میشه . از غضنفر میپرسن کی بود  غضنفر میگه : نوح بود کشتی شو فروخته نیسان خریده 

 

غضنفر زنگ می زنه پیتزا فروشی . میگه: الو! پیتزا می خواستم. مرده فروشنده می گه:به نام؟ غضنفر می گه: ببخشید به نام خدا،پیتزا می خواستم

 

غضنفر مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين مي‌شستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست.

 

به غضنفر ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد

 

غضنفر سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

 

غضنفر یه مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!

 

دو تا غضنفر شطرنج بازی میكردن - شاه دغ مرگ میشه !!!

 

به غضنفر مي گند اين علامت يعني چه (!) ميگد:WC در اين مكان ممنوع حتي يك قطره

 

احوالپرسي غضنفر: حالا ما تلفن نداریم شما نباید یه زنگ به ما بزنید؟

 

غضنفر با گوسفنداش قهر مي كنه اونا را  مي بره تو چمن مصنوعي بچرند

 

اولین دوره المپیک غضنفرها ، موسوم به "غضمپیک" با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ گله

 

غضنفر مي ره دانشگاه به 2 دليل مي فهمند غضنفره و شناسایی می شود 1:سامسونتش رو مي گذاشت تو زنبيل 2:وقتي استاد تخته رو پاك مي كرد اونم دفترش رو پاك مي كرد

 

غضنفر ميره آموزش رانندگي ،ازش مي پرسند.چطور بود ؟ ميگه خوب بود اما مربيم خيلي مذهبي بود چون هر طرف مي پيچيدم مي گفت يا حسين.یا ابوالفضل

 

دانشمند غضنفرها يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند

 

بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, ملا مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره , غضنفر گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره

 

غضنفر خرش را گم ميکنه . همينطور که دنبالش بوده ميبينه یه پسره به دوست دخترش ميگـه : من دنيا را تو چشمهای تو می بينم. غضنفر ميگه : بابا دمت گرم ببين این خر من کجاست

 

غضنفر ٤تا قالب صابون ميخوره به مرز خودکفایی ميرسه .

 

غضنفر مست ميکنه شنگول ميشه گرگه مياد ميخورتش

 

غضنفر كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن

 

غضنفر كنار ديوار نشسته بوده و داشته با چوب كبريت دندوناشو پاك ميكرده و هي با خودش مـي گفتـه عجب دست فرموني داشت. عجب دست فرموني داشت. یکی  داشته رد مي شده، ميشـنوه و ميگـه چي شده داداش غضنفر ميگه داشتيم با اتوبوس از اردبيل ميومديم . راننده ميخواست از بين دو تا كاميون رد بشه. گفتم نمي توني. گفت مي تونم. گفتم نمي توني. گفت اگه رد كردم ميرينم تو دهنتهـا مـا هم قبول كرديم. حاﻻ كه فكر ميكنم ميبينم عجب دست فرموني داشت

 

غضنفر ميشه رئيس فدراسيون شطرنج، دو تا قانون جديد ميذاره :اول اسب نميتونه فيل رو بزنه دوم خر هم بازي

 

به غضنفر ميگن يه ميوه خوش مزه،ابدار و شيرين بگو. ميگه خيارميگن خيار کجاش شيرين و ابدره ميگه با چايی شيرين بخور نظرت عوض ميشه

 

غضنفر از یه زنه تو توبوس خوشش میاد هی اذیتش می کنهزنه میگه:بگو فیات،غضنفر هم میگه ،زنه میگه: بمیک تا بیاد،غضنفر که ضایع می شه به زنه میگه:بگو کلاغ،زنه هم میگه،غضنفر میگه:بچرخ تا بیاد،زنه میگه این دو تا که به هم نمیاد،غضنفر میگه:بمیک تا بیاد

 

چند تا غضنفر داخل آسانسور میشن اما هیچ کدوم کاری نمیکرده و آسانسور ساکن ایستاده بوده یک نفر میاد سوار آسانسور میشه و دکمه ای رو فشار میده و آسانسور حرکت میکنه همگی برای سلامتی آقای راننده صلوات

 

يك روز سه تا غضنفر ميرن ايستگاه راه اهن يكدفعه قطار راه مي يفته سه تايی ميدون دنبال قطار دو تاشون سوار مي شن اوني كه جا ميمونه شروع به خنده ميكنه ميگن چرا ميخندي ميگه اخه اون دو نفر آمده بودن بدرقه

 

غضنفر ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست ميگه 4 حالت داره 1 نيامدم 2بدون كفش اومدم 3 اومدم و رفتم 4 بعداً ميام

 

از غضنفر ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد

 

غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت

 

غضنفر و زنش در انگلیس تو خیابون یه مرده از کنارشون رد می شه و می گه: «گود مورنینگ سر». غضنفر هم جواب می ده: «سر مورنینگ گود» زنش می پرسه چی گفتی می گه این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»

 

غضنفر خرش تو جنگل گم مي شه. یه گورخر پيدا مي كنه. بهش مي گه: اي كلك لباس ورزشي پوشيدي،نشناسمت

 

خبر:جسد بیست نفر از غضنفرهايي که پياده از جزيره کيش به سمت حرم مطهر به راه افتاده بودند امروز در سواحل خليج فارس کشف شدند.

 

به غضنفر مي گن با وطن جمله بساز مي گه : من ديروز سر و تنم را شستم   مي گن : وطن با طي دسته داره   مي گه : اتفاقا ً منم با طي دسته دار خودم رو شستم

 

مگسه داشته دور سر غضنفر وز وز ميکرده، غضنفر ميگه: برو جون مادرت، الآن برامون يک جوک درست ميکنن

 

غضنفر داشته تو دريا غرق مي شده هر بار که مي رفته پايين آب مي خورده مي اومده بالا مي گفته : سلام بر حسين

 

يه غضنفر ميره مسابقه قرآن خواني سوره ي بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده

 

به غضنفر میگن جوان ها شراب میخورن قمار میکنن تریاک میکشن دختر بازی میکنن . حکم چیه  میگه : گیشنیز

 

غضنفر ، دختر محلشون را نشون میکنه ، رفیقاش میان با سنگ میزننش

 

دو تا غضنفر با هم همسایه بودن. هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت.تحقیق می کنن می بینن كه از چراغ راهنمایی برق دزدیدند

 

یه غضنفر بود

.
.
هنوز هم هست

 

انجير رو به غضنفر نشون مي دن ، مي گن اين چيه  مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي

 

غضنفر باباش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه

 

غضنفر ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري دختره ميزنه زير گريه، غضنفر ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه

 

غضنفر زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن پلیس میگه آقا شما غضنفری میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین

 

غضنفر میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد بهش میدن. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه

 

غضنفر توي كيوسك تلفن بوده بيرون مياد ازش مي پرسن سالمه ميگه آره سالمه فقط آفتابه نداره

 

غضنفر ميره غواصي يه کوسه ميبينتش بهش ميگه: شما غضنفری.ميگه: از کجا فهميدي کوسه ميگه:اخه اون که بستي به خودت کپسول آتش نشاتيه نه کپسول اکسيژن

 

به غضنفر مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد  ميگه : قربون جدش برم آ سد ميلان 

 

غضنفر مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره دكتره مي گه: نفر بعد.

 

غضنفر تو مانور شرکت می کنه .اسیر میشه

 

غضنفر مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد

 

غضنفر سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم

 

غضنفر يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره

 

غضنفر تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره

 

غضنفر داشته تو اتوبان کرج با سرعت ميرفته , يه دفعه راديو پيام ميگه : "رانندگان عزيز که در لاين تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتوموبيل در لاين مخالف در حرکت است" غضنفر همينجور که داشته فرمونو اينور اونور ميکرده ميگه : لامصبا يکي دوتام نيستن .

 

غضنفر يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه

غضنفر ميخوره زمين، .هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره

 

غضنفر داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود

 

به غضنفر ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد

 

غضنفر ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن

 

غضنفر يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني غضنفر ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه

 

غضنفر ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه

 

غضنفر داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره

 

غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه

 

غضنفر پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره

 

غضنفر ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني

 

به غضنفر ميگن چرا خودت را به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه

 

به غضنفر ميگن دلخراش ترين صحنه اي که تا بحال ديدي چي بوده  ميگه تو زلزله بم داشتم يه بچه رو خاک ميکردم هي ميگفت عمو من زنده ام

 

غضنفر جلوی پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوی پمپ بنزین سيگار نكش.ميگه: هه هه من جلوي بابام هم سيگار ميكشم

 

به غضنفر میگن نخست وزیر به انگلیسی چی میشه ؟ میگه  First And Under !

 

غضنفر میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن. ۶۰ تاشون حالیش می کردن

 

از غضنفر پرسيدند : اون كدوم پيامبره كه حيوونا رو جمع كرد تو كشتی و بردشون.غضنفر گفت : حضرت يوگی و دوستان

 

               

                  *******************************************

 

جملات انگلیسی:

The real man is the one who be patient is up and down of the life happiness and difficulty never be proud and tipsy in happy time and never be stuck in hard time.

مرد واقعي کسي است که در فراز و نشيب زندگي و در خوشي و سختي بردبار باشد . هنگام خوشي مغرور و سرمست نشود و هنگام سختي به زبون و درمانده نشود.

 

Not taking your mistakes too seriowly.calmly determine that you will simply do better next time.

اشتباهات خود را  جدي نگيريد، در کمال آرامش با خود شرط کنيد که در آينده کارهاي بهتري انجام دهيد و بدين شکل اشتباهات خود را جبران کنيد

 

The day that you see me old and I am already not, have patience and try to understand me.

روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....

 

The moment a child is born,the mother is also born,she never existed before,the woman existed but the mother never,a mother is something absolutely new.

زمانیکه یک بچه متولد می شود مادر نیز متولد می شود،او هرگز قبلا وجود نداشت،زن وجود داشت،ولی مادر هرگز،مادر  چیزی کاملا جدید است.

 

You have to live moment to moment, you Have to live each moment as if it is the last Moment. So don't waste it in quarreling, in Nagging or in fighting.Perhaps you will not find the next moment even For an apology.

از لحظه به لحظه زندگي كردن گريزي نيست.بايد هر لحظه را چنان زندگي كني كه گويي واپسين لحظه است.پس وقت را در جدل، گلايه و نزاع تلف نكن. شايد لحظه بعد حتي براي پوزش طلبي در دست تو نباشد.

 

Love is like“missed call” it stops when u try to catch But friendship is like“sms”bcoz it comes & stays inside ur inbox until u delete it.

 
Some things are left undone, some words are left unsaid, some feelings are left unexpressed, but someone as sweet as you could never be left unmissed.


 

In my life I learned how 2 love, 2 smile, 2 B happy, 2 B strong,2 work hard, 2 B honest, 2 B faithful, 2 forgive. But I couldn't learn how 2 forget U...

 

If you do not know where you are going, every road will get you nowhere.


A simple BYE make us cry, A simple JOKE make us laugh, simple CARE make us fall in love. I hope my simple SMS make you think of me. I miss you.


God gave u 2 legs to walk, 2 hands to hold, 2 ears to hear, 2 eyes to see. But why did he give u only 1 Heart?Probably bcoz he wants u to look for the other.


 

Sometimes I forget 2 say hi, sometimes I forget 2 reply, sometimes my msg doesn’t reach u, but it doesn't mean I forget u. I'm just giving u time to Miss me.

 

Knowing a person like u, has made me happy in a million ways and if ever I have to let u go..I would find a million reasons to make u stay. I miss you.


 

If at any time ur life is like a “candle in the wind” then i’ll put my hands around u so that all burns are mine and all light is urs. !


Birth is like a DOT,Life is like a LINE,Love is like a TRIANGAL.but Frndship is like a CIRCLE,bcz CIRCLE don't have an END.

 

 

FREINDS R LIKE STARS u dont see them all the time BUT U Know They Are There.

 

People say friends are made in heaven and they come in your life.But I made a friend like you in this world and made my life a heaven.

 

Without ur SMS days are like: Moanday, Tearsday, Wasteday,Thirstday, Frightday, Shattereday & Sadday. So send me SMS everyday.

 

Life is like a piano... white keys represent happiness, black keys for sorrow but only when you go through the white & black keys u hear the MUSIC of LIFE.

 

morning or night you are light

big or small you are all

young or old you are gold

far or near you are dear

 

 

special Coffee for Ui mixed it with friendship and happiness,but no Sugar,because i know you are already so sweet !

 

my eyes see u

my hand need u

my lips kiiss u

my mind call u

my jan fadaye u

my heart por az yade u

 

 

How's Hassan's Cow?She doesn't have neither milk nor They took her milk to India.Marry a Kurdish Woman. Name her anghezy.Around her hat reddish. Aachin&Vaachin cross one of your legs

| پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388| 22:44 | سارا|

در مقالات قبل گفتیم که علل و عوامل گوناگونی در بروز رفتارهای نادرست در روابط دختران و پسران نقش دارند که می‌توان به‌طور کلی این عوامل را به سه دسته زیر تقسیم کرد:

1- نوجوان و افکار غیرواقعی او ،2- خانواده و شیوه‌های برخورد آنان با نوجوان ،3- شیوه‌های برخورد جامعه با نوجوان

درباره نوجوان وافکار غیر واقعی او در مقاله ای بحث کردیم ودر مقاله ی ارتباط آموزش ارتباط سالم با جنس مخالف در خانواده به بررسی برداشت نادرست از شرع و محدود ساختن مطلق نوجوان در برخورد با جنس مخالف واثرات زیانبار آن پرداختیم. ودر این مقاله  عوامل دیگری که در خانواده باعث رفتار نادرست نوجوان می شود را می خوانید :

 

عدم آموزش صحیح در مورد وضعیت و واقعیت جنس مخالف

یکی از وظایف مهم در تربیت جنسی نوجوانان، آموزش واقعیت روحی و رفتاری افراد از جنس مخالف است. پدر و مادر و همچنین اولیای مدرسه می‌باید در فرصت‌های مناسب در مورد اینکه دختران و پسران دارای چه خصوصیاتی هستند و چگونه می‌باید در مقابل این خصوصیات عکس‌العمل نشان داد، مطالب مختلفی به فرزندان و دانش‌آموزان خود، گوشزد کنند.

کودک در سنین مختلف نسبت به جنس مخالف عکس العمل متفاوتی دارد.هر یک از مراحل فوق، آموزش‌های مناسب خود را می‌طلبد :

در دوران پیش‌دبستانی در درجه اول باید بر الگوهایی رفتاری پسرانه و دخترانه، متناسب با سن کودکان تاکید شود.

دختر و پسر باید از همین دوره تفکیک جنسیت خود را درک و الگوهای مناسب در این زمینه را از خانواده دریافت کنند. پوشانیدن لباس‌های مناسب با جنسیت دختر، به دختران، و لباس‌های مناسب با جنسیت پسر به پسران و نیز گوشزد کردن رفتارهای مناسب برای دختران و برای پسران، از مهمترین آداب تربیت جنسی در دوران پیش دبستانی است. در این کار باید از افراط و تفریط جدا خودداری شود. نباید در ذهن کودک این مفهوم شکل بگیرد که دختر، یعنی موجودی مقید، محدود و تحت سلطه و بالعکس پسر، یعنی موجودی آزاد، قدرتمند و سلطه‌گر. این دو قالب فکری با نهایت تاسف در نحوه برخورد اغلب پدران و مادران در نحوه ی تربیت فرزندانشان دیده می‌شود و همین تفکر زیربنای رشد معیوب فرزندانمان می‌شود.

ما باید رفتار محبت‌آمیز را، هم به دخترانمان و هم به پسرانمان بیاموزیم، منتها به دخترانمان این رفتار محبت‌آمیز را در یاری به دیگران در زمینه‌هایی چون کمک به کوچکترها در لباس پوشیدن و غذا خوردن و کمک به بزرگترها در زمینه کارهایی چون پخت و پز و دوخت ودوز بیاموزیم و به پسرانمان همین رفتار محبت‌آمیز را از طریق کمک به کوچکترها در مواردی چون رفت و آمد، برداشتن و گذاشتن وسایل و اشیا و به بزرگتر‌ها در زمینه‌هایی چون، خرید کردن، کمک در حمل برخی از اشیا و امثال اینها، بیاموزیم.

الگوی زنانه و مردانه را به صورت دو الگوی ضد یکدیگر، تلقی نکنیم و از ابتدا این ضدیت را به فرزندانمان القا نکنیم، بلکه از همان دوران پیش‌دبستانی می‌باید به فرزندانمان نشان دهیم که الگوی رفتار زن و مرد، مکمل یکدیگر است نه ضد یکدیگر.

در همین دوران باید به دختران و پسران بیاموزیم که با دیدی احترام آمیز، به یکدیگر نگاه کنند؛ در مقابل یکدیگر گذشت داشته باشند.

خصوصیت مهم این دوره این است که دختران و پسرانی که سال‌های بعد به لحاظ طبیعی، شرعی و عرفی از یکدیگر دور و نامحرم شمرده خواهند شد، در این زمان به آسانی می‌توانند با یکدیگر رابطه‌ای نزدیک داشته باشند. این دوره، دوره‌ای است که دیگر فرصتی اینجنین برای آموزش رفتار احترام‌آمیز، نسبت به افراد غیرهمجنس در یک زندگی تنگاتنگ و همراه با بازی، فراهم نخواهد شد. بنابراین باید از این فرصت به خوبی استفاده کرد و زیربنای رفتارهای مناسب را ساخت.

یکی از نکاتی که در این دوره باید مورد توجه قرار گیرد، این است که نمی‌باید به گونه‌ای رفتار کنیم که دختران‌مان از دختر بودن خویش ناراضی شوند. تبعیض در رفتار و عدم رعایت عدالت و نیز اشباع نکردن فرزندانمان و به خصوص دخترانمان از محبت، می‌تواند تاثیری سوء بر احساس دختران از دختر بودن خویش، داشته باشد.

در دوره دبستانی، از آنجا که رفتارهای دختران و پسران جنبه ضدیت به خود می‌گیرد، بهتر است به گونه‌ای رفتار کنیم که این ضدیت از یک‌سو تشدید و ریشه‌دار نشود و از سوی دیگر نحوه سازگاری و کنار آمدن با آن را نیز فرزند‌انمان به‌خوبی بیاموزند.

دوران دبستانی برای آموزش نحوه رفتار با جنس مخالف دوران مطلوبی است. به هنگام بروز اختلاف این آموزش آنها را آماده می‌کند، تا در زندگی زناشویی نیز بتوانند از کنار اختلاف‌ها و تعارض‌ها، بخوبی بگذرند.

در این سنین گاه دختران و پسران از نحوه رفتار و برخورد یکدیگر شکایت می‌کنند. در چنین موارد ما نه تنها باید موجبات آرام ساختن آنان را فراهم آوریم، بلکه باید به آنان کمک کنیم تا راه رفع مشکل و اختلاف را نیز خود کشف کنند. اگر کودک در این مرحله بتواند پیدا کردن راه حل را تمرین کند، آمادگی خوبی برای حل اختلاف‌ها در زندگی زناشویی، پیدا خواهد کرد.

در این مرحله باید رفتار مبتنی بر کرامت و گذشت و بزرگواری و عدالت‌خواهی را در مقابل افراد غیر همجنس به فرزندانمان بیاموزیم. گاهی اوقات دختران دبستانی در نزد پدر و یا مادر خود نحوه برخورد پسری با آنان در راه مدرسه و پاسخ دادن خود را، نقل می‌کنند. اشتباه بزرگ در این موارد از آنجا آغاز می‌شود که پدر و یا مادر آنی و حساب نشده، عکس‌العمل نشان داده و شروع به سر‌زنش دخترشان می‌کنند. در چنین مواردی اگر دختر نیز رفتار اشتباهی از خود نشان داده بود، باید سعی کنیم او خود به اشتباه خود پی ببرد و به آرامی روش صحیح برخورد با پسران را در موارد مشابه به او گوشزد کنیم. رفتار تند و پرخاشگرانه اولین آسیبش این است که فرزندمان از این پس مسائل مربوط به جنس مخالف را از ما پنهان خواهد کرد و آسیب پنهان کردن چنین مسائلی، ممکن است بسیار زیانبخش باشد.

در دوره نوجوانی باید کمک کنیم تا نوجوان تا حد ممکن از تصورات تخیلی در مورد جنس مخالف، اجتناب ورزد. این امر هر چند به طور کامل امکان‌پذیر نیست، لکن می‌توانیم با اعمال روش‌هایی، از افراط در آن جلوگیری کنیم.

 از جمله روش‌های موکد، وجود  گفت وشنود در خانه است. این‌ جو باید در ادامه دوره دبستان در خانه وجود داشته باشد تا نوجوان نیز مسائل خود را در خانه مطرح کند و پدر و مادر نیز به او در اصلاح رفتار و افکارش، راهنمایی لازم را ارائه دهند و با هم حرف بزنند.

در این زمینه باید توجه داشت که طرح مسائل مربوط به غریزه جنسی، باید به حداقل ممکن، صورت پذیرید. مطرح ساختن مسائل فردی در این زمینه، با رعایت جوانب تربیتی ضروری است. باید مسائل مربوط به بلوغ، قبل از پیدا شدن علائم اصلی به نوجوانان آموزش داده شود . در کنار این، آموزش وظایقی چون به جای آوردن احکام مربوطه، از مهمترین عناصری است که باید آموزش داده شود.

آموزش مسائل کلی در مورد غریزه جنسی مانند نقش دو جنس در تولید مثل،  با استناد به مثال‌های دقیق از گیاهان و با مثال‌های اجمالی در مورد حیوانات و انسان، می‌تواند در اواخر دوران دبیرستان، یعنی سنین 17 و 18 انجام پذیرد. آموزش دقیق مسائل مربوط به روابط جنسی زن و مرد نیز باید به هنگام ازدواج انجام گیرد.

بی‌توجهی به آموزش‌هایی که در هر یک از مراحل پیش دبستانی، دبستانی و راهنمایی و متوسط، توصیه شد، موجب اخذ آموزش از طرق غیرمطلوب و نیز خیالپردازی‌های نادرست توسط نوجوان‌می‌شود.

این امر خود منجر به این می‌شود که نوجوان شناخت نادرستی از جنس مخالف در ذهن بپروراند. آنچه در ذهن نوجوانان ما در مورد جنس مخالف، امروزه وجود دارد، در طیفی بسیار گسترده جای دارد. در یک سر این طیف افکاری وجود دارد که از جنس مخالف یک اله یا الهه ترسیم می‌کند و در سر دیگر این طیف جنس مخالف را در پایین‌ترن شکل خود، ترسیم می‌کند. ویژگی تصورات گروه اول این است که وی را مهربان، کامل، ملجا و پناه، آرام‌بخش همه دردها، پایان بخش همه رنج‌ها، بهشت موعود می‌‌داند. نقطه مقابل این تصور، جنس مخالف را به صورت وسیله‌ای محض برای اطفاء غریزه جنسی می‌داند.  در میان این دو حد، انواع تصورات و تفکرات در مورد جنس مخالف، دیده می‌شود. مربیان و اولیاء، وظیفه دارند در مورد شکل‌گیری درست این تصورات و تفکرات، اقدام کنند و در هر مرحله از سن، متناسب با ویژگی‌ها و نیازهای متربی در زمینه آموزش جنسی، به معنای عام کلمه مطالبی را به آنان بیاموزند. سکوت در این مورد و چیزی نگفتن نه تنها سودمند نیست، بلکه می‌تواند بسیار مضر باشد.

| پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388| 22:35 | سارا|

اسم اولیه سریال (اسم من سام سونه) بود که بعدا گذاشتن عشقم سام سون.

 

با خود سام سون شروع میکنم.

نام: kim sun ah

نام کامل:kim seon ah

متولد:اول اکتبر 1975

قد: 170cm

وزن:50 kg البته قبل از سریال سام سون .چون واسه این سریال خودش رو چاق کرده.

خون:A

یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خودش داره.

سام سون هم بازیگر و هم مدل( مثل بقیه بازیگرای کره)

 

 

نام:hyun bin

نام کامل:kim tae pyung

متولد:25سپتامبر 1982

درسئول کره جنوبی هم متولد شده.

قد:184cm

وزن:74kg

خون:B

یک برادر بزرگتر از خودش داره.

 

نام:daniel henney

نام کامل:daniel phillip henney

متولد:28 نوامبر 1979

محل تولد:میشیگان امریکا

قد:188cm

بازیگر و مدل

پدرش یه امریکایی انگیلیسیه اصله

مادرش امریکایی کره ای

 

نام:jung ryeo won

نام کامل: Jung Yu Won (Jeong Yeo Won)

متولد:21 ژوئن 1982

بازیگر و خواننده

قد:168cm

وزن:45kg

خون:B

یک برادر بزرگتر و یه خواهر کوچکتر داره.

| شنبه سوم بهمن 1388| 18:10 | سارا|

سریال ملودرام ویکتوریا درباره یک زن 50 ساله با یک شوهر موفق و سه فرزند (پائولا ، سانتیاگو و ماریانا) می باشد.

شوهر او (انریکه Mendoza) صاحب یکی از قدرتمند ترین شرکت های کشورکه فکر کنم کلمبیا است میباشد.

بچه ها هنوز هم همگی در خانه پدر زندگی می کنند و ویکتوریا روز را با باغبانی و امور معمولی میگذراند به عبارت دیگر وی یک زن خانه دار ایده آل است.

نقطه عطف در این حماسه وقتی است که ویکتوریا پی میبرد که شوهرش به وی خیانت میکند. ویکتوریا عمیقا صدمه دیده است و فکر می کند که تقلب در زندگی اش شده است ، تا اینکه او جرونیمو را ملاقات میکند و .......

www.musiccloob.com عكس های سریال ویكتوریا
عکس عروسی پائولا
 

 این سریال محصول مشترک  شبکه تلویزیونی  تله موندو آمریکا و آر تی آی کلمبیا است

نخستین بار در 4 دسامبر 2007 در آمریکا پخش شد صحنه های این سریال در شهر بوگوتا در کشور کلمبیا  فیلمبرداری شده است بازیگران آن :

 ویکتوریا رافو  ( ویکتوریا )

 و آرتورو پنیچ  ( انریکو )

 موریسو اوچمن  (جرونیمو ارنستو آکوستا )

  و آندره لوپز  ( تاتی یانا )

کارگردان : برناردو رومرو پریرو و مونیکا آگودلو تنوریو

آهنگساز : میگول نارویز

نویستده : دسده گوته کونچی

این سریال در آمریکا بصورت خلاصه در یک dvd  با زیر نویس انگلیسی  منتشر شد .

این سریال  از روی فیلمی بنام  " خانم ایزابل " که در سال 1993 در کلمبیا ساخته شده بود دوباره ساخته شده است 

نام اولیه سریال در حال ساخت " لحظه های ویکتوریا " و   "خانم ایزابل " و پروژه موریسو اوچمن بود

بنا بر اعلام موسسه NTI  در مرحله پخش اولیه سریال 872000 نفر و در نهایت 5/1 میلیون نفر این سریال را تماشا کردند این سریال در حال حاضر از شبکه های ذیل در حال پخش است

کاراکول تی وی  کلمبیا

تله موندو آمریکا

تله ویزا مکزیک

پاپ تی وی اسلوانی

آکاسای  رومانی

از سپتامبر 2009 در دومای  تی وی اسلواکی

www.musiccloob.com عكس های سریال ویكتوریا

www.musiccloob.com عكس های سریال ویكتوریا

| شنبه سوم بهمن 1388| 17:50 | سارا|

سادیسم یا انحراف دگرآزاری انحرافی است برعکس مازوخیسم که باعث می‌شود تا شخص منحرف تنها از زجر و آزار دیگران میل جنسی خود را ارضاء کند. در حقیقت بیماران سادیسم فقط از تخریب و تصدیع و ایجاد مزاحمت متلذذ می‌شوند. البته در مراحل بعدی آزار جنسی دیگران فرد را ارضاء نکرده و فرد وارد مرحله خود آزاری می‌شود

کلمه سادیسم از اسم مارکی دو ساد نویسنده و فیلسوف فرانسوی گرفته شده است.

مازوخیسم یا انحراف خودآزاری عکس سادیسم است. در این حالت شخص مازوخیست تنها از شکنجه و عذاب وارد شدن بخود کسب لذت می‌کند و میل دارد پیوسته مورد طعن و عذاب و ناسزا و رنج قرار گیرد.

انحراف مازوخیسم یا شهوت خودآزاری، نقطه‌ی مقابل انحراف جنسی سادیسم یا دیگرآزاری است. یک فرد سادیستیک ازآزار واذیت کردن دیگـــران لذت جنسی می‌برد، اما یک انسان مبتلا به «مازوخیسم» از عذاب و شکنجه‌‌أی که خودش متحمل می‌شود لذت جنسی کسب می‌کند. افرادی که به این نوع انحراف مبتلا هستند بشدت تمایل دارند که چه به وسیله‌ی خود و چه از طرف دیگران، آزار ببینند یا حتی شکنجه شوند. کامیابی روانی این بیماران، جز با زجر و آزار دیدن حاصل نمی‌شود.

تمامی روان‌شناسان در دوره‌های مختلف، خوی تجاوز و تعدی یا به بیان دیگر غریزه‌ی تخریب و مرگ را یکی از غرایز طبیعی افراد بشر و منشأ انحراف سادیسم دانسته‌اند. انحراف مازوخیسم یا خودآزاری نیز ریشه در همین غریزه دارد. با این تفاوت که واکنشهای بیمار مبتلا به مازوخیسم با بیمار سادیست فرق می‌کند.

هنگامی که تمایلات قهرآمیز غریزه‌ی مرگ در عوامل روانی انسان حادث شد، از دو حال خارج نیست، یا انسان به پیروی از این غریزه به تخریب و شکستن اشیا و آزار دیگران می پردازد و به این ترتیب غریزه‌ی خود را ارضا می‌کند یا اینکه محدودیتهای طبیعی و اجتماعی به او اجازه‌ی این کار را نمی‌دهند؛ برای مثال طفل به دلخواه خود نمی‌تواند آنچه را که در دسترسش قرار می‌گیرد بشکند و یا مثلاً سر گربه را از تنش جدا سازد. در این صورت غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه متوجه دنیای بیرون انسان شود، به درونش راه می‌یابد و خود انسان را هدف قرار می‌دهد و به این ترتیب، تمایلات قهرآمیزانسان به جای دیگران روی خود او پیاده می‌شود. به بیان دیگر انحراف مازوخیسم و سادیسم هر دو از یک منبع سرچشمه می‌گیرند ولی در مازوخیسم غریزه‌ی تخریب و مرگ به جای اینکه روی دیگران عمل کند، بر خود بیمار مبتلا اثر می‌گذارد.

گروه‌های زیادی از مردم مبتلا به مازوخیسم هستند؛ مثلاً مرتاضان و یا افرادی که در پاره‌‌أی موارد به استقبال مرگ می‌روند و یا اشخاصی که در مواقع خطر و پیش‌آمدهای ناگوار و مصیبت‌بار، به جای اینکه برای رفع مشکلات خود تدابیر منطقی‌‌ای بیندیشند، خود را هلاک می کنند. بعضی از مبتلایان به مازوخیسم نیز، دراین موارد، در واقع قصد انتقامجویی و یا کشتن دیگران را دارند. این _ نوع سادیسمی ارضای غریزه _ اما به جای این کار، خود را از بین می‌برند.

انواع مازوخیسم:

انحراف مازوخیسم را از نظر شدت و ضعف به سه دسته تقسیم کرده‌اند:

مازوخیسم روانی، مازوخیسم احساساتی و مازوخیسم جسمی یا فیزیولوژیکی.

توجه به این نکته ضروری است که به طور معمول، حالات مذکور تا حدودی در زندگی جنسی افراد بشر وجود دارند، و تا هنگامی که جنبه‌ی عادی داشته، ازحد و مرز معمولی تجاوز نکنند، امری کاملاً طبیعی به شمار می‌روند اما اگر به صورت‌های شدید و خاص یا به عبارت دیگر انحرافی جلوه کنند و یا بتدریج به صورت عادت در‌آیند، وجود انحراف را محقق می‌سازند.

مازوخیسم روانی

مازوخیسم روانی حالتی است که در زندگی جنسی عادی مردم دیده می‌شود. بعضی افراد در زندگی جنسی، خود را ازهر لحاظ در اختیار فرد محبوب خویش قرار می‌دهند و هر نوع خفتی را که از طرف وی به آنها تحمیل شود، می‌پذیرند. چنین رابطه‌ی جنسی‌ای بین زن و مرد را می‌توان طبیعی و عادی دانست، اما اگر روابط از این مرز تجاوز کند و جنبه‌ی ارباب وغلامی پیدا کند و یکی از طرفین تا حدی که برده‌ای از اربابش اطاعت و فرمان‌برداری می‌کند، بنده‌وار خواست‌های طرف مقابلش را اجابت کند، می‌توان گفت که به انحراف مازوخیسم روانی دچار شده است.

مبتلایان به این نوع مازوخیسم، جز دشنام و خفت و خواری چیزی نمی‌طلبند و زخم زبان، اهانت و ناسزا آنها را به اوج لذت جنسی می‌رساند. مازوخیست‌های روانی، تا زمانی که از کسی دشنام نشنیده‌اند یا شخصی آنها را تحقیر نکرده است، ناراحت و ناآرامند. البته باید توجه داشت که این نوع مبتلایان هنگام آمیزش جنسی، میلی به تحمل آزار ندارند بلکه از شنیدن کلمات رکیک و اهــانت آور، لذت می برند. بسیاری از زنان جوان و تحصیل‌کرده و برومندی که با مردانی به مراتب پست‌تر از خود ازدواج می‌کنند و یا به مردان درشت و قوی‌هیکل گرایش دارند، مبتلا به مازوخیسم روانی هستند. این زنان در برابر قوی‌هیکل بودن مرد که صفتی به اصطلاح بارز به شمار می‌رود، کلیه‌ی معایب و نقایص اخلاقی و ذاتی او را بسادگی نادیده می‌گیرند.

به طورکلی می توان گفت که منحرف مازوخیست، یک انسان خفت‌طلب واهانت‌جو است و به هر ترتیبی که بتواند خود را به دیگری تسلیم می‌کند و بدون قید و شرط در اختیار او قرار می‌گیرد تا تمایلات روانی و انحرافی‌ خود را اقناع کند.

هرشفلد مثال جالبی در این مورد دارد. او گزارش می‌دهد که زن جوانی در زمان جنگ، یک زندانی فرانسوی را برای مدت هشت ماه در اتاقش مخفی کرده و خود را بدون قید و شرط ، برای انجام هر نوع عمل جنسی دراختیار وی گذاشته بوده است. تحقیقات بعدی نشان می‌دهد که این زن دارای عنن کامل بوده و تنها دلیل تسلیم بدون قید وشرط او به زندانی فرانسوی، انحراف مازوخیسم وی و شعف و نشأت جنسی‌‌ای بوده که از این راه به آن دست می‌یافته‌ است.

مازوخیسم احساساتی

بعضی از افراد مبتلا به مازوخیسم که معمولأ کمرو، جاهل و بی‌سواد هم هستند، از آشکار شدن انحراف خویش خودداری می‌کنند و به درون خود پناه می‌برند. این افراد می کوشند با تجسم صحنه‌های مختلف مازوخیسم از راه فکر و خیال، تمایلات غیر‌عادی خود را ارضا کنند. این دسته از منحرفان مازوخیسم را مازوخیسم‌های احساساتی و انحراف آنها را مازوخیسم احساساتی گویند.

مازوخیسم فیزیولوژیکی

مازوخیسم فیزیولوژیکی که حادترین و واقعی‌ترین وجه مازوخیسم است حالتی است که انسان را وا‌می‌دارد تا از احساس درد و رنج، لذت ببرد و بدن خود را با اشتیاق درمعرض زجر و درد و عذاب قرار دهد. برای شخصی که به انحراف مازوخیسم فیزیولوژیکی مبتلاست، درد مفهوم خود را از دست داده و حتی لذت و شعف می‌شود. مبتلایان به این نوع مازوخیسم که تعدادشان از مبتلایان به دو نوع دیگر بیشتر است، از آزار‌های بدنی مانند شکنجه، پاره شدن پوست و گوشت و یا سوختن بدن‌شان لذت می برند و چنانچه اقدامی برای درمان آنها صورت نگیرد، سرانجام خود را هلاک خواهند ساخت.

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس لامسه

شخص مبتلا به مازوخیست فیزیولوژیکی، ابتدا به وسیله‌ی حس بویایی و چشایی خود، لب‌های شریک جنسی‌اش را به طور عادی می‌بوید و با زبان آنها را لمس می‌کند، ولی بتدریج وارد مرز اعمال انحرافی می‌شود و به بوییدن مواضع جنسی و مزه کردن آنها و حتی خوردن فضولات بدن شریک جنسی خود می‌پردازد.

ارضای تمایلات مازوخیستی به وسیله حواس ‌بینایی و شنوایی

شخص مازوخیست میل شدیدی به مشاهده‌ی اعضای لخت بدن شریک جنسی‌اش دارد و از شنیدن حرفهای اهانت‌آمیز و فحشهای رکیک در هنگام آمیزش جنسی لذت می‌برد. در واقع همانقدر که مبتلا به انحراف سادیسم از ادای کلمات توهین‌آمیز لذت می‌برد، مبتلا به مازوخیسم از شنیدن این کلمات به شعف روانی می‌رسد.

| شنبه سوم بهمن 1388| 17:22 | سارا|

برای پاسخ به این سؤال لازم است مطلبی را در مورد فلسفة احکام مطرح کنیم تا مقدمه ای بر پاسخ این سؤال و سؤال قبلی باشد. بسیار می پرسند: چرا لازم است نماز بخوانیم؟ چرا باید برای نمای نماز وضو بگیریم؟ چرا در اسلام استفاده از ظروف طلا و نقره حرام است؟ چرا دفن کردن میّت لازم است؟ چرا خوردن گوشت مردار جائز نیست؟ چرا نماز صبح دو رکعت است؟ و از این قبیل پرسش ها. برای این که پاسخ تمام سؤالات فوق و از این دست سؤال ها و چراها روشن شود، بهتر است یک اصل اساسی و قاعدة کلّی دربارة‌ فلسفة احکام بیان شود تا در همة موارد قانع کننده باشد. وقتی که به زندگی روزانة‌خود می نگریم، می بینیم هنگامی که مثلاً بیمار می شویم و به پزشک مراجعه می‌کنیم، پزشک نسخه ای که در آن چند دارو نوشته شده، برای ما تجویز می‌کند و دستور می‌دهد که هر روز و هر چند ساعت فلان دارو را مصرف کنید و از خوردن فلان و فلان غذا پرهیز نمایید.
بدون این که از خصوصیات داروها سؤال بکنیم، دستورهای او را عمل می کنیم، چون به دانش و تخصّص او در رشتة طب معتقدیم و می دانیم جز درمان و بهبود ما منظور دیگری ندارد. این مثال و نظائر آن روشن می‌کند که اگر انسان به علم و دانش کسی ایمان داشته باشد و او را متخصص بداند، نیز بداند نظر بدی در کار نیست، قطعاً دستورهای وی را بدون چون و چرا عمل می‌کند.حال اگر در مورد آن شخص اعتقاد قطعی و یقینی داشته باشد که مرتکب خطا و اشتباه نمی شود و در حرفه خود متخصص ترین است. مطمئن این حالت در او بسیار قوی تر است.
احکام و مقررات دینی هم نسخه هایی است که پیامبران الهی و پیشوایان دین از طرف خدا برای بشر آورده اند تا سعادت و خوشبختی آنان را از هر جهت تأمین نمایند. بدیهی است وقتی اعتقاد داشته باشیم که این احکام از علم بی پایان الهی سرچشمه گرفته و به حکمت و لطف و مهربانی خدا نیز ایمان داشته باشیم، هم چنین بدانیم پیامبران در تبلیغ و رساندن پیامهای الهی گرفتار خطا و لغزش و اشتباه نمی شوند، یعنی به معصوم بدون آنان معتقد باشیم، در این صورت با کمال جدیّت و بدون هیچ اضطراب، در عمل کردن به دستورهای دینی می کوشیم و احتیاج و نیازی نمی بینیم از خصوصیات فلسفة احکام و مقرّراتی که قرار داده شده، سؤال نماییم، زیرا می دانیم خدا دانشی بی پایان دارد و هر چه مقرّر کرده، به خیر و صلاح ما بوده است. و انبیای الهی نیز در بیان احکام اشتباهی نکرده اند.
اگر کسی در وجود خدا، یا در دانش و حکمت او، یا در حقانیت انبیا و معصوم بودن آنان تردید داشته باشد، لازم است قبل از این سؤال، در اصل اعتقاد به خدا و صفات او و دربارة‌حقانیت انبیا و صفات آنان بحث و تحقیق کند.
بنابراین کسانی که پایة توحید خود را محکم ساخته اند و طبق دلیل های قطعی عقیده دارند که قانون گذار اسلام (خدا) بی نیاز مطلق و دارای علم و حکمت بی پایان است، تردیدی نخواهند داشت که تمام احکام و مقررات و دستورهای اسلامی که پیامبر از طرف خدا آورده است، دارای مصالح و فوایدی می‌باشد. چنین افرادی همیشه در صدد پیروی از دستورهای الهی هستند و دانستن و ندانستن جزئیات فلسفة احکام، در روحیه آن‌ها اثری نخواهد داشت.
البته نمی گوییم کسی نباید از فلسفة احکام سؤال کند و یا نباید دنبال تحقیق و جستجو برآید، زیرا شکی نیست که هر کسی این حق را دارد که با تمام وسائل ممکن، برای آگاهی از اسرار احکام و قوانین دینی بکوشد. خوشبختانه امکانات زیادی هم برای این کار موجود است، چنان که در قسمتی از آیات و بسیاری از کلمات پیشوایات بزرگ دین، توضیحاتی دربارة فلسفة احکام وارد شده است. از طرفی یک سلسله قرائن عقلی که با پیشرفت علوم، روز به روز افزایش می یابد، پرده از روی بسیاری از این اسرار برداشته است.
در عین حال اگر از حکمت برخی از احکام و دستورات آگاهی نیافتیم این مسئله ناشی از ضعف فهم و دانش ماست نه آن که حکمتی در آن وجود نداشته باشد یا آن را به واسطه ندانستن حکمت آن ترک کنیم در حالی که به صورت کلی می دانیمکه حتما در آن مصالحی وجود دارد.
خلاصه: با این که حق سؤال داریم و تا اندازه ای هم امکانات موجوت است، ولی نباید هرگز انتظار داشته باشیم که با دانش و معلومات محدود بشری، به تمام جزئیات واسرار و فلسفة احکام دست یابیم. دست نیافتن به اسرار و مصالح و مفاسد احکام غیر از آن است که مصلحتی یا مفسده ای در احکام نباشد.
حضرت رضا(ع) می‌فرمایدمی بینیم که خدای متعال چیزهایی را حلال کرده است که مردم در زندگی و ادامه اش به آن نیازمند هستند و برای آنان مصلحت و فائده ای دارد، و چیزهایی را حرام کرده که علاوه بر این که مورد نیاز بشر نیست، موجب فساد و فنا و نیستی او می‌باشد».؛(1)
بر همین اساس دانشمندان دینی می‌گویند: احکام شرع تابع مصالح و مفاسد است، یعنی چیزی بدون جهت حلال یا حرام نشده است. البته وقتی گفته می‌شود: فلان کار به مصلحت بشر است، نباید فقط فواید جسمی و بهداشتی به نظر آید، بلکه فواید جسمی، روحی، فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی و هر نوع فایدة دیگر که فرض شود، همه جزء مصالح بندگان است. چه بسا یک حکم فایدة جسمی نداشته باشد، ولی از نظر روحی باعث تهذیب و پاکی نفس شود، مثلاً سجده کردن و سرگذاشتن بر خاک اثر بهداشتی ندارد، ولی باعث تواضع و بندگی در مقابل پروردگار می‌شود و روح و روان انسان جلا پیدا می‌کند. نیز ممکن است فایدة یک حکم از نظر فردی معلوم نباشد، ولی از نظر عمومی و مصالح عامه به نفع جامعه باشد، مثلاً اگر استفاده از ظروف طلا و نقره رواج پیدا کند، مفاسد اقتصادی و روحی و روانی بسیاری در جامعه به جا می گذارد و باعث اختلاف طبقاتی عظیم در جامعه می‌شود.
امّا بحث دربارة موارد سؤال که فلسفة وضو و غسل چیست، یا چرا با وجود این که انسان حمام کرده، نیاز به وضو یا غسل دارد،‌ یا میتی که بدنش کاملاً تمیز است، نیاز به غسل دارد، همان طور که گفته شد: این احکام و دستورهای خدا است و اگر ما معتقد به اصول دین باشیم، این گونه تعبدیّات برای ما حلّ شده است. اما این احکام خالی از فلسفه و حکمت نیستند، همان طور که از امام علی بن موسی الرضا(ع) نقل شده است که: «برای این به وضو مأمور شده ایم که بندگان هنگامی که در پیشگاه خدا می ایستند و با او مناجات می کنند، پاک باشند و از آلودگی ها و نجاستها دور باشند و قلب انسان برای قیام در پیشگاه خدا نورانی و با صفا باشد».(2)
بنابراین وضو هم جسم را نظیف می‌کند و هم از نظر معنوی به وسیلة قصد قربت، اثر تربیتی خوبی برای انسان دارد و موجب قرب الهی می‌شود. در عین حال که موجب تذکر و یاد آوری انسان و آماده کردن او به ایستادن در مقابل پروردگار می شود.
غسل نیز همین طور است. وقتی که انسان جنب شد، گرچه قبلاً بدنش تمیز بوده یا قبل از جنابت حمام کرده، ولی با جنابت دوباره ترشحاتی در بدن ایجاد می‌شود و به اصطلاح در اوج لذّت جنسی که معمولاً مقارن خروج منی است، سلسله اعصاب پاراسمپاتیک بر اعصاب سمپاتیک پیشی می گیرد و تعادل به شکل منفی به هم می‌خورد. این موضوع ثابت شده که برای تعادل اعصاب به هم خورده، تماس آب با بدن بسیار مؤثر است. از این رو باید تمامی بدن را شستشو داد چون تمامی بدن در حال جنب شدن تحریک می‌شود و ترشحاتی از بدن خارج می‌شود که با غسل کردن از بین می رود، با قصد قربت کردن قرب معنوی حاصل می‌شود.
مسئله تذکر و یاد آوری خداوند را روح عبادات را تشکیل می دهد نیز نباید فراموش کرد و فوائدی که ذکر و یاد خداوند برای انسان و تاثیری که در اعمال و رفتار انسان دارد خد بحث مستقلی است.
غسل و وضو هر دو عبادتند و باید با قصد قربت انجام شوند. این اعمال، غیر از این که باعث تمیزی و نظافت جسمانی هستند، روح و قلب را صفا و جلا می دهند و در آن حال انسان احساس نزدیکی و قرب به خدا دارد. فایدة غسل و وضو تنها نظافت جسمانی نیست تا کسی بگوید وقتی که بدن انسان تمیز است، چرا باید غسل یا وضو انجام دهد. فوائد دیگری غیر نظافت بر این عبادات مترتب است که یکی از مهم ترین آن‌ها احساس قرب معنوی و تذکر ویاد آوری انسان در مواقع مختلف از زندگی و اظهار تعبد و تسلیم انسان در مقابل پروردگار استدر روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «الوضو علی الوضو نورٌ علی نور(3) وضو بعد از وضو، نور علی نور است». یعنی باعث نورانیت چند برابر می‌شود.
پیامبر(ص) فرمود: «اگر انسان با طهارتی دوباره وضو بگیرد، برای او ده حسنه و ثواب نوشته می‌شود».(4)
غسل و وضو از جمله طهارت هایی است که غیر از جنبة نظافت و تمیزی بدن، باعث نورانیت قلبی و صفا و جلای روح می‌شود.

(1)بحارالانوار، ج 6، ص 93.
(2)تفسیر نمونه، ج 4، ص 293.
(3)محمدی ری شهری میزان الحکمه، عنوان4106.
| شنبه سوم بهمن 1388| 17:8 | سارا|

اين سئوال تو ،سئوال خيلي ازبچه ها و حتي خيلي از بزرگترها هم هست .
راستش تصور ما در باره خدا کمي نادرست است. اگر خدا را طوري فرض کنيم که او هم نيازمند آفريننده اي باشد، ديگر خدا نيست. خدا موجودي است که به هيچ چيز و هيچ کس نياز ندارد .
در قرآن کريم درباره خدا ميگويد :"خدا بي نياز است و شما مردم ،نيازمنديد."
اگر بگوييم خدا را چه کسي آفريده است؟ دوباره اين سئوال پيش مياد که خالق خدا را چه کسي آفريده است ؟ در نتيجه بايد اين سوال را تا بي نهايت ادامه دهيم ، بدون اينکه به جواب برسيم.
فکر ميکنم با يک مثال، پاسخ مناسب و درست را بتوانم برايت بگويم. خانه اي را فرض کن که پنج طبقه دارد . طبقه پنجم روي طبقه چهارم قرار گرفته است . طبقه چهارم روي طبقه سوم و طبقه سوم روي طبقه دوم و طبقه دوم نيز روي طبقه اول تکيه کرده است و طبقه اول هم روي زمين قرار دارد . مي بيني که در اين خانه، هر طبقه، بر روي طبقه ديگر قرار گرفته است تا اين که به زمين مي رسيم؛ اما زمين ديگر بر روي چيزي تکيه نکرده است. او تکيه گاه همه طبقات بالاست و استواري و قرار او مال خود اوست .
خدا هم تکيه گاه همه جهان است. اگر فرض کنيم خدا هم آفريننده اي دارد مثل آن مي شود که بگوييم يک ساختمان، بدون يک تکيه گاه مطمئن ساخته شده است.
اگر موافقي، يک مثال ديگر بزنم، ببينيد دوست من! اگر من از تو بپرسم چرا اين پيراهن تو خوشبو است؟ حتما پاسخ مي دهي که چون به آن عطر زده ام. اگر بپرسم چرا عطر خوشبو است، حتماجواب ميدهي که چون عصاره گل در آن است؛ اما اگر بپرسم چرا گل خوشبو است، اين بار پاسخ مي دهي که بوي خوش گل، مال خود اوست و آن را از جايی نياورده است .
وجود خدا هم همين طور است . هستي خدا از جايي گرفته نشده تا بپرسيم او را چه کسي آفريده است .
چون موجوداتي که ما در دنيا مي بينيم، همه ضعيف و نيازمند هستند، تصور خداي بي نياز، کمي برايمان سخت است .
قرآن کريم مي فرماييد :"تنها با ياد خدادلهاآرامش مي يابد "
اگر بعضي از سئوالها به ذهنت مي رسد که به خاطر آن ها کمي احساس ناراحتي ميکني، به ياد خدا باش و از او بخواه که خودش ناراحتي ات را بر طرف سازد.
براي رسيدن به جواب سئوالهايت عجله نکن. هر چه بيشتر مطالعه کني و بيشتر به جلسات مذهبي بروي و بيشتر دعا کني زودتر به جواب سوال هايت مي رسي .
پرسيدن از خدا و کارهاي او گناه نيست؛ اما براي سيدن به جوابهاي درست بايد کمي صبر داشته باشي. خدا در قرآن وعده کرده است که آدمهاي با صبر و حوصله را ياري مي کند، بدان که خدا تو را هم ياري خواهد کرد و تو را به جواب همه سئوالاتت خواهد رساند .



نویسنده:علی امیرخانی؛ کارشناس ارشد علوم قرآنی
| شنبه سوم بهمن 1388| 16:51 | سارا|

لئوپولد فن ساشر- مازوش (تولد: 27 ژانویه 1836 در لامبرگ – مرگ: 9 مارس 1895 در لیندهایم)

ساشر مازوش بیشتر به عنوان نویسنده‌ی‌ رمان "ونوس در لباس یقه پوست" شهرت دارد که درباره‌ی رابطه‌ای مازوشیستی میان سورین فن کوزیمسکی، جوانی رؤیایی  و خوش مشرب، با واندا فن دوناژو، بیوه‌ی زیبا و آزاد اندیش است، زنی که سورین برده‌ی او می‌شود. این رمان بر اساس رویدادهای واقعی زندگی نویسنده نوشته شده، طوری که دکتر ریچارد فن کرافت – ابینگ نیز در توضیح منشاء واژه‌ی مازوشیسم از آن نام می‌برد.

 

 

 

لئوپولد فن ساشر مازوش در سال 1836 در شهر لامبرگ در گالیسیا به دنیا آمد. او از نژادهای اسپانیولی، آلمانی و بیشتر اسلاو بود. گفته می‌شود بنیان گذار خانواده‌ی او احتمالا اسپانیایی جوان و اشرافزاده‌ای به نام ماتیاس ساشر بوده که در قرن شانزدهم در شهر پراگ ساکن شده است. پدر لئوپولد که رئیس پلیس شهر لامبرگ بود با شارلوت فن مازوش، دختری اشرافزاده و روسی تبار ازدواج کرد. لئوپولد که فرزند ارشد خانواده بود نه سال پس از این ازدواج به دنیا آمد و در کودکی چنان ضعیف و رنجور بود که گمان نمی‌کردند زنده بماند. با این حال وقتی مادرش او را به یک زن دهقان و خوش بنیه‌ی روس سپرد تا شیر دهد، رفته رفته جان گرفت و قوی تر شد، طوری که بعد‌ها در این‌باره گفت نه تنها سلامت، بلکه "روحش" را نیز از مادر شیری خود گرفته است. لئوپولد افسانه‌های عجیب و غمناک سرزمین روسیه و عشق به مردمان آن را از او آموخت. ساشر مازوخ در کودکی شاهد صحنه‌های انقلابی خونین بود که در سال 1848 به اوج رسید. وقتی 12 سال داشت همراه خانواده اش ساکن پراگ شد و از آنجا که کودکی زودرس بود، زبان آلمانی را به خوبی آموخت. لئوپولد در اوان نوجوانی فضاها و حتی بعضی از عناصر اصلی را که ویژه‌گی آثارش را رقم می‌زدند یافته بود.

ردیابی عناصر بنیادین این ویژه گی‌ها که بر تخیلات جنسی او چنان تأثیر گذاشته بود جالب توجه است. لئوپولد در کودکی نسبت به آنچه رفتار ظالمانه را بازنمایی می‌کرد کشش شدیدی داشت؛ از خیره شدن به تصاویر اعدام لذت می‌برد، خواندن افسانه‌های مربوط به شهدای مذهبی را ترجیح می‌داد و با رسیدن بلوغ غالبا در خواب خود را در غل و زنجیر و اسیر زنی ظالم می‌دید که او را شکنجه می‌داد. نویسنده‌ای بی‌نام نوشته است که زنان گالیسیا (‌یکی از مناطق امپراطوری اطریش آن زمان م.) یا کاملا بر شوهران مسلط بودند، یا این که خود به بیچاره‌ترین برده‌گان آنان تبدیل می‌شدند. بنا به روایت اشتیچترول، لئوپولد در دهسالگی شاهد صحنه‌ای بود که تأثیر عمیق و پایداری بر او نهاد. کنتس زنوبیا ایکس، یکی از اقوام پدری‌اش زنی زیبا اما ظالم و سلطه جو بود و لئوپولد که جذب زیبایی و لباس‌های گرانبهای پوست‌دوزی او شده بود، به شدت شیفته‌ی کنتس بود. کنتس نیز دلبستگی و خدمات کوچک کودک را پذیرفته بود و گاه اجازه می‌داد هنگام لباس پوشیدن اش حاضر باشد؛ یک بار وقتی در برابر کنتس زانو زده بود تا کفشهای پوست ارمین را به پای او کند، پایش را بوسید. کنتس لبخند زد و به او لگدی زد که او را از لذت لبریز کرد. اندکی بعد ماجرایی روی داد که بر نیروی تخیل لئوپولد تأثیر بسیار نهاد. هنگام قایم باشک بازی با خواهرانش پشت لباس‌های کنتس در رخت آویز اتاق خواب او پنهان شده بود که ناگهان کنتس همراه با مردی وارد شد. لئوپولد که جرأت نمی‌کرد از محل اختفای خود خارج شود، شاهد نوازش‌های آنها بود. چند دقیقه بعد شوهر کنتس همراه با دو دوست وارد اتاق شدند. اما پیش از این که شوهر به خود آید، کنتس برخاسته مشت محکمی ‌به دهانش کوفت، به طوری که شوهر از پشت افتاد و خون از دهانش جاری شد و بعد کنتس شلاق را برداشت و هر سه مرد را بیرون راند، طوری که معشوقش نیز در آن هیاهو گریخت. در این لحظه رخت آویز افتاد و کودک که ناخواسته شاهد ماجرا بود، در معرض دید کنتس قرار گرفت. کنتس خشمگین او را بر زمین انداخت، زانو بر شانه اش فشرد و او را بی‌امان کتک زد. لئوپولد ده ساله درد زیادی کشید، اما به لذت عجیبی نیز پی برد. حین تنبیه او کنت به اتاق بازگشت. دیگر خشمگین نبود، بلکه مانند برده‌ای فروتن در برابر زنش زانو زد و با التماس تقاضای بخشش کرد. کودک در حال فرار دید که کنتس به شوهرش لگد زد. سخت مایل بود بار دیگر به اتاق بازگردد، اما ممکن نبود؛ دربسته بود و نمی‌توانست چیزی ببیند، اما صدای شلاق و ناله‌های کنت را زیر ضربه‌های زنش می‌شنید.

روشن است که این صحنه و تأثیرش بر کودکی با روحیه‌ی خاص و بسیار حساس کلید رویکرد احساسی ویژه در آثار ساشر–مازوش را به دست می‌دهد. به گفته‌ی زندگی نامه نویس او، تا مدت زیادی در زندگی زن را موجودی دوست داشتنی و در عین حال نفرت انگیز می‌یافت؛ موجودی که به واسطه‌ی زیبایی و خصلت ظالمانه هرگاه اراده می‌کرد دمار از گرده‌ی مردان می‌کشید. قهرمان نخستین رمان با اهمیت‌اش، "فرستاده" که درباره‌ی انقلاب لهستان بود نیز زنی است در قالب شخصیت کنتس زنوبیا. حتی شلاق و لباس‌های پوست دوزی، نمادهای احساسی مورد علاقه‌ی ساشر-مازوش نیز از طریق همان ماجرای کودکی توضیح پذیر می‌گردند. مازوش در باره‌ی زنان زیبا می‌گفت :"دوست دارم او را در لباس پوست دوزی ببینم." و درباره‌ی زنان زشت : "نمی‌توانم او را در لباس پوست دوزی مجسم کنم." زمانی کاغذ‌هایی که بر آن می‌نوشت را به تصویری کوچک از زنی با لباس روسی دارای شنلی با آستر پوست ارمین، که شلاقی در دست داشت مزین کرده بود. دوست داشت به دیوارهای خانه اش تصاویر زنان در لباس‌های پوست‌دار بیآویزد، از گونه‌ای که نمونه‌ی با شکوه آن در تابلوی اثر روبنس در موزه  شهر مونیخ دیده می‌شود.

ساشر–مازوش نوجوان در سیزده سالگی، هنگام انقلاب سال 1848 همراه با جنبش مردمی به دفاع از سنگرها کمک کرد، در حالی که دختر جوانی از بستگانش او را همراهی می‌کرد. دختر دلیر و جنگجو بود، از آن قبیل که بعد‌ها لئوپولد مایل بود حکایت کند. با این حال ماجرایی کوتاه بود و لئوپولد سپس تحصیلات خود را به نحو درخشانی دنبال کرد. پدرش مردی هنر دوست بود و از بازیگران آماتور برای اجرای نمایش نامه‌ها دعوت می‌کرد. حتی نمایش نامه‌های جدی گوته و گوگول نیز در آن خانه اجرا می‌شدند و به ایجاد درک هنری در لئوپولد نوجوان کمک می‌کردند. اما در شانزده سالگی ناگهان خواهر مورد علاقه‌اش را از دست داد و از آن پس به جوانی ساکت و جدی تبدیل شد، تا آن جا که می‌توان این واقعه را موجب چرخشی در زندگی درونی اش شمرد.

لئوپولد در دانشگاه‌های پراگ و گراس با چنان جدیتی تحصیل کرد که در 19 سالگی  دکترای حقوق گرفت و سپس در دانسگاه گراس به تدریس تاریخ آلمان مشغول شد. ولی به زودی تسلیم جاذبه‌های ادبیات شد و تدریس را رها کرد. با این حال در جنگ سلفرینو در سال 1866 در ایتالیا شرکت کرد و از یک مارشال اطریشی مدال شجاعت گرفت، اگرچه این رویدادها در زندگی ادبی‌اش تأثیری نداشت و داستان‌هایش رفته رفته در اروپا شهرت می‌یافت.

آن چه اهمیت داشت روابط عاشقانه‌ی ساشر–مازوش بود. به گفته‌ی همسرش همواره می‌کوشید به زندگی‌اش حالتی رمانتیک و نمایشی ببخشد، طوری که یک بار همراه با شاهزاده خانمی روس به شهر فلورانس گریخت و مدتی منشی او بود. غالبا روابط عاشقانه‌اش با غم و سرخوردگی پایان می‌یافت. ابتدا در دانشگاه گراس با دختر مهربانی نامزد بود. اما بعد با زن جوانی به نام لورا روملین آشنا شد که دستکش می‌دوخت و با مادرش زندگی ساده‌ای داشت. لورا که در آن هنگام 27 سال داشت، علیرغم خانواده‌ی فقیر و دانش اندکش هوش فراوانی داشت و به زودی رابطه‌ی اسرار آمیزی را با لئوپولد آغاز کرد. ابتدا برای او نامه‌ای نوشت که در آن نام مستعار واندا فن دناژو (قهرمان رمان ساشر – مازوش) را اختیار کرد. در آن نوشته بود می‌خواهد نامه‌هایی را که دوستی محض شوخی برای لئوپولد فرستاده بود پس بگیرد. ساشر- مازوش اصرار داشت پیش از هر چیز نویسنده‌ی نامه را ببیند و با خیالپردازی تصور کرده بود او زنی شوهر دار و اشرافزاده –احتمالا یک کنتس– است که برای رد گم کردن لباس‌های ساده می‌پوشد. لورا که مایل نبود واقعیت زندگی خود را فاش کند، تصورات او را با شوخ طبعی به حال خود گذاشت. با این که لورا تا مدتی حالت اسرار آمیز خود را حفظ کرد، عاقبت هر دو به یکدیگر سخت علاقه‌مند شدند و در سال 1893 ازدواج کردند. با این حال دیری نگذشت که هر دو با سرخوردگی روبرو شدند. لورا به ذهن خیال‌پرداز و غمگین او و فاصله‌اش با دنیای واقعی پی برد و لئو پولد فهمید که زنش نه تنها اشرافزاده نبود، بلکه مهمتر از همه، با قهرمان سلطه جوی رؤیاهای او نیز بسیار فاصله داشت. کمی ‌پس از ازدواج از زنش تقاصا کرد او را شلاق بزند. لورا نپذیرفت، اما لئوپولد گفت پس خدمتکار می‌تواند آن را انجام دهد. با اینکه لورا حرف او را جدی نگرفت، اما خدمتکار با شدت تمام شروع به شلاق زدن کرد و لئوپولد از این تنبیه شدید رضایت کامل یافت. ناچار شدند خدمتگار مزبور را جواب کنند، اما ساشر–مازوش مدام از قرار دادن همسر خود در شرایط دشوار و بدنام کننده لذت می‌برد، در حالی که لورا بیش از آن طبیعی بود که از این روابط راضی باشد و همین به ناراحتی بسیار در خانه منتهی می‌شد. لئوپولد همسرش را تشویق کرده بود که هر روز او را شلاق بزند، با شلاق‌هایی که خود بر سر آن میخ‌هایی نصب می‌کرد. این را محرکی برای کار ادبی خود می‌شمرد و می‌توانست از قهرمانان قالبی، یعنی زنانی که همواره مردان را به انقیاد در می‌آوردند، چشم پوشی کند. زیرا چنان که به همسرش می‌گفت، وقتی در زندگی واقعی آن را لمس می‌کرد، در تصورات و رؤیاهایش به طور وسواس آمیز با صحنه‌های سلطه آمیز روبرو نمی‌شد. اما ساشر – مازوش به این هم راضی نبود و مدام از همسرش می‌خواست نسبت به او بی وفا باشد. حتی در روزنامه‌ای آگهی‌ای به این شرح نوشت که زنی جوان و زیبا خواستار آشنایی با مردی پر انرژی است. اگرچه لورا با این که مایل بود مطابق میل شوهرش رفتار کند، حاضر نبود تا این حد پیش برود. طبق قرار به هتلی رفت تا با کسی که به این آگهی پاسخ داده بود دیدار کند، اما وقتی همه چیز را برای او بازگوکرد، مرد با جوانمردی او را تا منزل همراهی نمود. مدتی گذشت تا ساشر – مازوش عاقبت موفق شد همسر خود را به بی وفایی وادار کند. در آن روز خود به جزئیات آرایش لورا پرداخت و هنگام خداحافظی گفت: "چقدر به آن مرد حسودیم می‌شود!" اما این ماجرا باعث احساس تحقیر در لورا شد، طوری که عشق همسر در قلبش به نفرت تبدیل گشت. جدایی آنها اجتناب ناپذیر بود. ساشر–مازوش با هولدا میستر که به عنوان منشی و مترجم نزد او کار می‌کرد روابطی برقرار کرد، در حالی‌که لورا به روزنتال علاقه‌مند شد. روزنتال روزنامه نگار باهوشی بود که به وضع دشوار و موقعیت دردناک لورا پی برده به او دلبسته شد. پس از این که لورا به اتفاق روزنتال برای اقامت به پاریس رفت، ساشر–مازوش حکم طلاق را گرفت و با هولدا ازدواج کرد، زنی که به گفته زندگی‌نامه‌نویسان مهربان و با معلومات بود و به لئوپولد عشق می‌ورزید. باید گفت که لئوپولد علیرغم حالت غیر طبیعی جنسی‌اش مردی مهربان و دلسوز بود و فرزندانش را بسیار دوست داشت. یکی از نویسندگان زن اطریش در آن دوران نوشت : "ساشر – مازوش جدا از غیر متعارف بودن تمایلات جنسی، مردی ساده و دوست داشتنی بود که علاقه به فرزندانش آدم را تحت تأثیر قرار می‌داد." نیازهایش اندک بودند، مشروب نمی‌نوشید، سیگار نمی‌کشید و با این که دوست داشت همسرش جامه‌های زیبا و مانتوی پوست بپوشد، خود در کمال سادگی لباس می‌پوشید. به گفته‌ی یکی از دوستان لئوپولد به سادگی یک کودک و بازیگوشی یک میمون بود.

| شنبه سوم بهمن 1388| 16:49 | سارا|

| پنجشنبه یکم بهمن 1388| 15:35 | سارا|

شیمیست ها در ساعت 6.02 بعد از ظهر یا صبح ، 23 اکتبر هر سال به افتخار عدد مول جشن می گیرند . آمادئو آووگادرو دانشمندی است که مطالعات با ارزشمندی در شیمی انجام داده است.

 23 اکتبر مصادف است با اول آبان ... اگه برنامه ی خاصی در مدرسه و دانشگاه دارید خوشحال میشم برام تعریف کنید و با نام خودتان در این وبلاگ بگذارم...آنچه در ذیل میخوانید خلاصه ای از  سرگذشت آمادئو آووگادرو است که از مجله شیمی برداشت شده است...

این شيمي فيزيکدان ايتاليايي در 9 جون 1776 در تورين زاده شد ، پدرش وکيلي برجسته و کارمندي عاليرتبه بود . آمادئو ، نخست درسهاي دوره ي ابتدايي را در خانه فرا گرفت و سپس براي آموختن درسهاي دوره متوسطه به دبيرستاني در زادگاهش روانه شد . از آنجا که او از يک خانواده ي بسيار مذهبي برخوردار بود به پيشه ي قضاوت روي آورد و در رشته ي حقوق درس خواند و به  درجه  دکترا در قانونهاي کليسا دست يافت و به کارهاي حقوقي پرداخت.

وي پس از چندي به علوم تجربي روي آورد و به فلسفه ي طبيعي هم علاقه نشان داد و به اين ترتيب به صورت خصوصي رياضي و فيزيک را فرا گرفت . احتمال مي رود که او شيفته ي کشف هاي جديدي هم ميهن خود الساندر ولتا شده باشد زيرا نخستين پژوهش علمي  مشترک او و برادرش در زمينه ي برق بود .

آمادئو در دانشکده ي وابسته به فرهنگستان تورين درس ميداد که به استادي فلسفه ي طبيعي در کالج ورچلي نيز دست يافت . با تاسيس نخستين کرسي فيزيک و رياضي در شهر تورين ايتاليا ، آووگادرو به اين مقام رسيد و در سال 1809 نيز استادي رياضي و فيزيک را از آن خود کرد .با اين که سال بعد به  علت دگرگوني هاي سياسي از اين کرسي برکنار شد ، اما پس از دو سال به عنوان افتخاري استاد ممتاز دست يافت . او در سال 1820 استاد فيزيک دانشگاه تورين شد.

آووگادرو نظريه گيلوساک را در باره ي گازها بررسي کرد و در سال 1811 از راه آزمايش و محاسبه نشان داد که حجم هاي برابر از گازهاي گوناگون، در دما و فشار ثابت داراي تعداد مولکولهاي برابر هستند. اکنون اين مفهوم را "فرضيه يا قانون آووگادرو " مي نامند .

تعداد مولکولهاي يک گاز در اين شرايط ، برابر X 1023 ۶/۰۲۰۴ است که براي آسان شدن کار محاسبه، آن را برابر  X1023   ۶/۰۲۲در  نظر ميگيرند .اين عدد در سده ي نوزدهم ، به افتخار آووگادرو " عدد آووگادرو " نام گرفت و با نماد N يا  NAنمايش داده شد.

بيشترين شهرت  آووگادرو از فرضيه اي بود که در سال 1811 ارائه کرد . او نخستين کسي بود که بين اتم و مولکول تفاوت قائل شد و در واقع واژه ي مولکول را به واژگان شيمي وارد کرد . با وجود همه ي اين تلاشها ، پس از چندي نظريه هاي آووگادرو به فراموشي سپرده شد ، زيرا دالتون آن را کنار گذاشت و برسيليوس هم به کلي از آن بي خبر بود . کانيتسارو روشهاي تازه اي را براي تعيين جرم اتمي ارايه داد که در آن از  فرضيه ي به فراموشي سپرده شده ي آووگادرو ، بهره گرفته بود .

اين دانشمند به درستي فرضيه هاي آووگادرو پي برده بود و به شدت به دفاع از آن پرداخت و ديدگاههاي خود را چنان بازگو کرد که شيميدان ها را شيفته ي خود ساخت ، درست در زماني که نيم سده از چشم فرو بستن آووگادرو از جهان مي گذشت.

| پنجشنبه یکم بهمن 1388| 15:27 | سارا|